تقسيم افعال به « اضطرارى » و « ارادى »
از سوى ديگر « افاعيل » ( كاركردها ) در مقايسه با موضوعات خود ، در تقسيم اولى ، دو دستهاند :
1 - فعلى كه از طبيعت صادر مىشود ، بدون اينكه در صدور در آن ، « علم » دخالت داشته باشد ؛ مثل كار نشو و نمو و تغذى نباتات و حركات اجسام و همچنين « صحت » و « مرض » . . . كه صحت و مرض و امثال آنها گر چه معلوم و قائم به ما هستند ، ولى تعلق علم به آنها هيچ تأثيرى در وجود و صدور آنها ندارد و تمام استناد را به فاعل طبيعى خود دارند .
2 - فعلى كه از جهت « معلوم » بودن و تعلق گرفتن « علم » به آن ، از فاعل صادر مىگردد ، مثل افعال ارادى انسان و ساير حيوانات صاحب شعور . اين قسم از فعل ، فاعلش آن را انجام مىدهد از آن جهت كه علم او ، به آن تعلق گرفته و آن را مشخص كرده و از ساير چيزها بازشناخته است . پس علم ، در كارهايى كه فاعل انجام مىدهد ، اين نقش را دارد كه آن كار را از كار ديگر ، معين مىگرداند و تميز مىدهد . اين تميز و تعيين از جهت انطباق مفهومى است كه كمال فاعل است و به واسطهء علم ، بر مصداق خارجى انطباق پيدا مىكند و تحقق خارجى مىپذيرد ، زيرا فاعل - هر فاعلى كه باشد - فعلى را انجام مىدهد ، كه مقتضاى كمال و تمام وجود اوست ، پس فعلى كه از علم صادر مىشود ، از آن جهت ، احتياج به علم دارد كه فاعل ، چيزى را كه كمال است از چيزهايى كه كمال نيست بازشناخته و تميز مىدهد .
از همين جاست كه مىبينيم افعالى كه از منشأ ملَكَات انسان صادر مىشود ، مانند