ديگر آن كه امر و ترغيب شارع به اندازهء ممكن و تا حدى است كه هدف غايى را ايفا كند . بنابراين شخصى كه مىخواهد در اين زمينه به بحث پردازد ، لازم است اين دو جهت را در بحث خود منظور دارد .
اما در مورد اول : ملاحظه مىكنيم كه شارع ، « اجتماعى بودن » را در امر « جهاد » تا آن حد كه براى پيروزى در دفاع لازم و ضرورى است ، بهطور مستقيم واجب كرده است .
اين ، يك نوع دستور اجتماعى است .
نوع ديگر اين است كه مثلًا روزه يا حج براى افراد مستطيع و بدون عذر واجب شده كه لازمهء اين تشريع آن است كه مردم براى انجام روزه و حج گردهم آيند ، به ويژه آن كه در پايان هردو عبادت ، « عيد » قرار داده و نمازى هم به عنوان « نماز عيد » تشريع كرده است .
نمازهاى روزانه نيز بهصورت « واجب عينى » بر هر فرد مكلّف واجب شده است ، اما نماز جماعت واجب نشده ، ولى هفتهاى يك بار ، « نماز جمعه » واجب است كه بايد به جماعت خوانده شود و تمام مردمى كه در شعاع چهار فرسخى زندگى مىكنند بايد در جماعت شركت كنند « 1 » .
درمورد دوم : شارع در پارهاى از چيزها - به طورىكه گذشت - بىواسطه اجتماع را واجب كرده است ، اما درپارهاى از امور ديگر ، اجتماع را مستقيماً واجب نكرده - مثلًا نماز جماعت كه مستحب است - ولى سنت بر آن جارى شده كه مردم نماز را با جماعت مىخوانند ، زيرا « بر مردم لازم است سنت پيغمبر را برپاى دارند » . « 2 »
رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء گروهى از مسلمانان كه حضور در جماعت را ترك كرده بودند ، فرمود : « چيزى نمانده كه دستور دهيم بر در خانهء اينان كه نماز در مسجد را
هامش
( 1 ) . ملاحظه مىكنيم كه نوع امر اجتماعى در جهاد و حج و امثال آن فرق دارد و نوع آن مطابق شكل عمل اجتماعى فرق مىكند
( 2 ) . باب كراهت ترك حضور جماعت : وسائل الشيعه ، « كتاب صلاة »