تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
اى مردم ! ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و به‌صورت ملت‌ها و قبيله‌ها درآورديم كه بتوانيد با يك‌ديگر آشنا شويد ، گرامىترين شما نزد خدا باتقواترين شماست . « 1 » در كارهاى خوب از هم‌ديگر سبقت بجوييد . « 2 » . . . بدين ترتيب از نظر جريان قانون دينى و از بين رفتن فاصله‌هاى طبقاتى در شئون اجتماعى ، حاكم و محكوم ، امير و مأمور ، رئيس و مرئوس ، آزاد و بنده ، زن و مرد ، غنى و فقير ، و كوچك و بزرگ در اسلام ، داراى يك موقعيت‌اند ، كه قانون در همگان يك‌سان اجرا مىشود . 3 . در اسلام ، قوهء مجريه « 3 » يك طايفهء ممتاز در جامعه نيست ، بلكه همهء افراد جامعه مشمول اين عنوان هستند : هر فردى وظيفه دارد كه ديگران را به طرف خير و خوبى دعوت كند و امر به معروف و نهى از منكر نمايد . خلاصه اين كه اختلافات زيادى بين روش اسلامى و روش‌هاى ديگر وجود دارد ؛ بر شخصى كه با كاوش به بحث بپردازد ، پوشيده نيست . « 4 » همهء آن چه ذكر شد ، در زمان حيات پيغمبر صلى الله عليه و آله بود . اما پس از پيغمبر صلى الله عليه و آله ، عامه مسلمانان عقيده دارند كه انتخاب خليفه و جانشين پيامبر كه حاكم جامعه باشد مربوط به مسلمانان است ، ولى عقيدهء شيعه اين است كه خليفه از طرف خدا و رسول صلى الله عليه و آله منصوب است كه دوازده نفرند ؛ به تفصيلى كه در كتاب‌هاى كلامى ذكر شده است . ولى به هرحال بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله و غيبت امام عليه السلام - مثل زمان كنونى - حكومت
هامش
( 1 ) .« إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا »حجرات ، آيهء 13 ( 2 ) .« فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ »بقره ، آيهء 148 ( 3 ) . منظور استاد از « قوهء مجريه » چنان‌كه از فحواى كلام واضح است ، مجموع حاكميت است ، نه قوهء مجريه به عنوان‌يكى از قواى سه‌گانهء حاكميت ( 4 ) . آن‌چه در اين فصل آمده ، درخور شرح و توضيح و بسط و تفصيل و نقض و ابرام فراوان است
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 121 | السيد محمدحسين الطباطبائي / كرمانى