ظلم وجور مبالغت نموده كه
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
« 1 » .
فصل دوّم در بيان منبع ومظهر آن
چون مقرّر شد كه فتوّت مبنى وأساس ولايت ومبدأ وقاعدهء آن ، پس هر كجا ولايت ظاهر شود ، فتوّت كمال يافته ؛ چه نهايت فتوّت بدايت ولايت تواند بود ، چنانكه نهايت مروّت ، بدايت فتوّتست . از بهر آنك طريق ولايت ، اخلاق ومعاملات وأحوال ومكاشفات وعلوم ومشاهداتست ومنتهي شود به فناء خليقت در عين حقيقت . وطريق فتوّت مجرّد اخلاق ومعاملات ومنتهي شود به خلاص فطرت از قيد جبلّت ، وچون فطرت از شوائب نشأت خالص گشت ، مقصود بحصول پيوست . چه فضايل ، همه لوازم ذاتي فطرت انسانىاند ورذائل أمور چند غريب عارضى بواسطة غواشى طبيعي طارئ گشته ، واز اين جهت فرمود :
لَها ما كَسَبَتْ وَعَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ
« 2 » . چه فرق ميان كسب واكتساب آنست كه اكتساب تحصيل چيزى بود به قصد ونيّت جهت خود وكسب تحصيل آن بهر طريق كه اتفاق افتد واز آن روى كه خيرات وكمالات ، مقتضيات ولوازم اين فطرتند به هر طريق كه بعضي از آن حاصل شود ، ثواب ونفع آن وى را باشد . آنچه بر أو پنهان بود ظاهر شد ، هرآينه اثر آن با أو باشد . وشرور عوارضى چند غريبند ازو ، بعيد از عالم أو ، چون مباعدت ميان نور وظلمت از عالم نفس ومعدن رجس بدو متصاعد گشته ، پس وبال وتبعهء آن لاحق أو نشود ما دام تا راسخ ومتراكم نگشته باشد ، ورسوخ وتراكم وقتي بثبوت رسد كه به قصد ونيّت متوجّه آن گشته باشد ، وبر آن اصرار نموده ، وإلّا به توبت واستغفار وترك استعمال آلات بدى در آن اعمال پاك شود وبه طبع وصفاء خود بازگردد ، مانند آب كه طبيعت آن مقتضى سرديست ، هر چند آن را گرم كنند چون از مجاورت آتش دور گردد وآن را به خود بازگذارند سرد شود وبه طبع خود بازگردد ؛ أمّا بعد از رسوخ متعذّر باشد مانند آب چشمه گوگردى ، كه كيفيّت گوگرد ازو إزالت نتوان
هامش
( 1 ) . قسمتى است از كريمهء 13 لقمان .
( 2 ) . قسمتى است از كريمهء 286 البقرة .