متحقّق شود . امّا در حال حيات خلسات باشد ، چه اعتبارات وعبارات حائل گردد ونسب « 1 » وإضافات روى نمايد . آثار كثرت ، بحر وحدت را در موج آرد تا سحاب انانيّت بر آيد « 2 » وباران غيريّت ببارد ، وامّا بعد از وفات برآيد « 3 » .
وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ
« 4 » .
هامش
پس از شنيدن حديث نبوي كان الله ولا شي معه بر زبان راند . اين كلام در بسيارى از آثار صوفيانه نقل شده وجمعى از صاحبان اين آثار تصريح كردهاند كه اين سخن از جنيد است . نمونه را بنگريد : مقدمه قيصرى بر شرح تائيه كبرى ، مقصد أول فصل اوّل ص 13 . شرح فصوص خوارزمي ص 89 . نقد النصوص ص 67 . در اين ميان آنچه شايان دقّت است موضع خاص شيخ أكبر پيرامون اين سخن جنيد است . چرا كه وى گاه به نقل اين سخن مىپردازد ( نمونه را بنگريد : فتوحات مكيّه ج 2 ص 149 ، 226 ، ج 7 ص 139 ، ج 11 ص 70 ، ج 13 ص 353 ) . وگاه به انتقاد از اين سخن روى مىآورد . ( بنگريد : همان ج 12 ص 169 ، 171 ) .
وگاه چنان به تفسير اين حديث پرداخته است كه نمىتوان تفاوت چندانى بين تفسير أو وسخن جنيد ديد .
( بنگريد : همان ج 2 ص 384 ) . وگاه تصريح مىكند كه اين سخن ، سخنى درست است . ( بنگريد : همان ج 10 ص 320 ) .
( 1 ) . ن ، ش : نسبت
( 2 ) . چ : - بر آيد
( 3 ) . د : - بر آيد
( 4 ) . كريمهء 24 الدّخان .