بوده باشند و لذا موافقت يا مخالفت آنها در اين مراحل باعث ثواب و يا عقاب نمىشود .
* مراد از عبارت ( و تلخّص من جميع ما ذكرنا . . . . ) چيست ؟
حاصل مجموعهء اين بحث است مبنى بر اينكه : نظر ابن قبه به نحو مطلق قابل قبول نمىباشد بلكه با ملاحظهء موارد و اعتبار وجوه داراى تفصيل است .
* حاصل كلام ابن قبه چه بود ؟
اين بود كه : تعبّد به خبر واحد يا مطلق امارات ظنيه مستحيل است .
* حاصل تفصيل مورد نظر شيخ چيست ؟
اين است كه :
1 - در فرض انسداد باب علم رأى شما باطل است . لكن در فرض انفتاح باب علم بر مبناى طريقيت محضه بدون تدارك واقع ، حق با شما مىباشد و تعبّد در اين صورت داراى تالى فاسد است .
به عبارت ديگر :
چنانچه عصر انفتاح علم باشد و مكلف جهت دستيابى به واقع قادر بر طرق علمى باشد اگر به امر شارع تعبّد به ظن نمايد و به امارهء غير علمى كه از واقع تخلّف نموده عمل نمايد حق با شما مىباشد ، چرا كه تعبّد در چنين حالى قبيح است و از آنجا كه قبيح در شرع محال است پس مىتوان به استحالهء چنين تعبدى اذعان نمود .
لكن در فرض انسداد باب علم و بر مبناى سببيّت ، تالى فاسدى نداشته و محال نمىباشد لكن چنانچه كه گذشت سببيّت خود بر سه نوع بود كه تنها مصلحت سلوكيهء شيخ ( بهنظر خودش ) بلامانع بود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٩١