تشريح المسائل
* حاصل ادعاى اين مدعى چيست ؟
اين است كه :
سيره علما و اتفاق آنها بر حجيت ظواهر اخبار و عدم تفاوتشان بين بالافهام و غير ايشان نه از اين باب است كه ظواهر مطلقا حجّت است و تفصيل بين المقصودين ثابت نيست بلكه از آنجا كه اخبار صادره از قبيل كتب و تأليفات مصنفين است و همه انسانها تا هميشه نسبت به آن اخبار مقصود بالافهاماند ، و به ظواهر آن عمل مىكنند ، تفصيل ميرزا در اينگونه از خطابات جارى نمىباشد و او اين مبنا را قبول ندارد و لذا مىگويد : ما حق نداريم به ظواهر عمل كنيم .
* پاسخ شيخ به اين ادعا چيست ؟
اين است كه : اولا : اين ادعا واضح الفساد است . يعنى : معقول نيست كه گفته شود علماى بزرگ در سيرهء خود ، خود را نسبت به اخبار ائمه ( حتى اخبارى كه در پاسخ به فرد خاصى بوده ) مقصود بالافهام و مخاطب مستقيم مىدانستهاند و لذا عمل كرده و مىكنند . بلكه اگر فقها به ظواهر عمل مىكنند بر مبناى همان روش معروفهء عند العقلاء مىباشد .
ثانيا : اگر بيان شما درست باشد ، عينا در ظواهر قرآنى نيز جارى مىباشد و در ظواهر كتاب شريف نيز بايد به آن ملتزم بود ، چرا كه اگر علماء اخبار را از قبيل تصنيفات مصنفين مىدانند ، قرآن بايد به طريق اولى جزو تأليفات مصنفين باشد ، چونكه : قرآن از جانب يك متكلّم و به يك روش صادر شده است و حال آنكه اخبار از چهارده معصوم و در دورههاى مختلف و شرايط متفاوت و با آنهمه احتمالات در تقيه صادر شده است .
حال اگر به مطلب فوق قائل شديم ، ديگر تفصيل ميرزاى قمى ثمر ندارد . زيرا خود او نيز قبول دارد كه اگر ظاهر كلام از قبيل تصنيف مصنفين باشد از باب ظن خاص حجت است و سخن او در كلامى است كه اينگونه نباشد ، و قرآن و سنّت از قسم اول مىباشند .
پس : به نظر ميرزا نيز ظواهر قرآن و سنت از باب ظنّ خاصّ حجّتاند .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 262
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٦٢