تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
تشريح المسائل * ادعاى مذكور به نقل از شيخ در مقابل چه مسأله‌اى است ؟ در مقابل آخرين فراز توجيه شيخ است مبنى بر اينكه : ظن به عدم قرينه نسبت به قرائن متصله ممكن است پيدا شود ولى نسبت به قرائن منفصله چنين ظنى پيدا نخواهد شد . * حاصل ادعاى مذكور چيست ؟ اين است كه مدعى مىگويد : اگرچه رأى مذكور حق است و واقع هم همين‌طور است و لكن بيشتر قرائنى كه گويندگان در كلمات خود به كار مىبرند از قبيل قرائن متصله است و نه منفصله و وجود اين قبيل قرائن ( منفصله ) در نهايت ندرت و شذوذ است تا آنجا كه نبايد در احتمال وجود آنها ذهن را به آنها منصرف نمود . حال با توجه به مطالب فوق و مطالبى كه قبلا فرموديد : 1 - وجود قرائن منفصله خودبه‌خود منتفى است . 2 - به اقرار خود شما قرائن متصله هم نفى شده و ظن به عدم وجود آنها حاصل نموديم . پس : عمل به ظواهر جايز است هرچند از جمله مقصودين بالافهام نباشيم . در نتيجه : تفصيل مذكور اصلا مورد ندارد . * حاصل پاسخ جناب شيخ به ادعاى مذكور چيست ؟ اين است كه : اولا : قرائن منفصله كم نيستند چرا كه با لحس و العيان مىبينيم كه مطلقات بسيارى مقيد بوده و عمومات فراوانى تخصيص خورده‌اند ، و اين در حالى است كه در همان كلامى كه عام يا مطلق قرار گرفته‌اند اثرى از مقيد يا مخصص وجود ندارد . لذا ، اين‌گونه قرائن از كلام منفصل‌اند و در كلام ديگر يا در زمان ديگرى مذكوراند . لكن جهت انفصال آنها : 1 - يا خود گوينده است كه تصميم مىگيرد كه هنگام القاء عموم يا مطلق ، مخصص يا مقيد را بعدا بياورد . 2 - و يا اينكه امور ديگرى مثل : تقطيع اخبار و يا نقل به معنا كردن آنها ممانعت از آگاهى به وجود آنها شود . در نتيجه : ملاحظه همه اين امور سبب مىشود كه ظن به ظهور پيدا نشود . ثانيا : سلمنا كه ظن به ظهور پيدا شود دليلى بر حجيت چنين ظنى وجود ندارد . بلكه به موجب اصل ( اصالة حرمة عمل بالظن ) بايد چنين ظنى را طرد نمود .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 255 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى