تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
در نتيجه : شيخ مىفرمايد : از مطلب فوق يعنى ( به احتمال خلاف ظاهرى كه مستند به امر مرجوحى باشد نبايد ترتيب اثر داد و وظيفه مخاطب عمل به ظاهر است ) در ردّ تفصيل مرحوم قمى نمىتوان استفاده كرد . * مراد از عبارت ( الا ان يثبت كون اصالة عدم القرينة حجة . . . ) چيست ؟ اين است كه : اگر ثابت شود كه اصالة عدم القرينه از باب تعبد حجت است و نه ظهور نوعى مىتوان گفت : از آنجا كه نوع از اين خطابات نسبت به تمام موارد ، ظن حاصل نموده و به كمك اصل عدم قرينه ، احتمال خلاف ظاهر را دفع مىكنند ، پس حجتشان عام است و منحصربه‌فرد خاصى نمىباشند . بنابراين اگر ثابت شود كه اصالة عدم القرينة از باب تعبد حجت است مانعى ندارد كه تنها در مورد خاصى جارى شده در مورد خاص ديگرى جارى نشود . فى المثل : مىتوان گفت : اصل اصالة عدم القرينه را تنها كسى مىتواند جارى كند كه فلان نامه به او نوشته شده و يا در وصيّت‌نامه فلان موصّى تنها وصى مىتواند به اين اصل عمل كند و ديگران چنين حقى ندارند . نكته : ولى اثبات تعبدى بودن اصالة عدم القرينة بسيار مشكل است حتى از خرط القتاد . نكته : خرط القتاد - دست كشيدن بر تيغ و خار درخت تيغ‌دار است .