تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
تشريح المسائل * مراد از عبارت ( و ظواهر الالفاظ حجة . . . ) چيست ؟ اين است كه حجت بودن ظواهر در باب الفاظ ( يا در همه ابواب حجيت ) به معناى اين است كه : اگر احتمال خلافى در لفظ يا دليل داده شد نبايد به آن احتمال خلاف اعتنا نمود . * مراد از عبارت ( اذ كان منشا ذلك . . . . ) چيست ؟ بيان علت براى آن عدم اعتناء است بدين معنا كه : منشا اين احتمال ارادهء خلاف ظاهر ممكن است دو امر باشد : 1 - احتمال غفلت گوينده و شنونده در چگونگى افاده و استفاده . 2 - انگيزه‌هايى كه در اختفاء مقصود وجود داشته است كه بعد الفحص و اليأس نيز نمىتوان به عدم وجود آنها قطع و يا ظن پيدا نمود . حال : اگر منشأ احتمال اراده خلاف ظاهر امر اول باشد نبايد به آن احتمال خلاف اعتنا نمود بلكه نفس ظهور حجت است يعنى اين امر علت آن عدم اعتنا است . و اگر منشأ احتمال ارادهء خلاف ظاهر امر دوم باشد نمىتوان اين احتمال خلاف ظاهر را مورد بىاعتنايى قرار دارد بلكه چنين موردى جاى توقّف و تأمّل دارد . * مراد از عبارت ( لان احتمال غفلة مما هو مرجوح . . . . ) چيست ؟ ذكر دليل بر بىاعتنايى به احتمال خلاف ظاهر بر مبناى امر اول است بدين معنا كه قبلا گفته شد كه : جمله عقلاء و تمام علماء در باب دعاوى و اقارير و شهادت و وصايا و مكاتبات به ظواهر كلمات عمل مىكنند . فى المثل : اگر كسى به امرى اقرار نمود برطبق ظاهر كلام او قضاوت و يا عمل مىكنند و چنانچه بعدا توجيهاتى براى عبارت خويش بياورد بدان توجه نمىكنند . يا اگر موصّى در وصيّت‌نامه‌اش مطلبى را نوشت به ظهور آن نوشته اخذ و عمل مىشود و به احتمالات خلاف ظاهر اعتنا نمىكنند . حال : عبارت فوق دليل آن عدم اعتنا را روشن مىكند بدين صورت كه مىگويد : اين عدم اعتنا ناشى از اين است كه احتمال خلاف ظاهر ناشى از وجود قرينه بر خلاف ظاهر باشد ، و از آنجا كه عقلا و اهل عرف وجود آن احتمال بعد از فحص و اليأس امر مرجوحى مىدانند ، لاجرم ظنى كه از اين‌گونه ظواهر حاصل مىشود ( از باب ظن خاص ) حجت است چه نسبت به كسى كه مستقيما مورد خطاب است و چه نسبت به ديگران .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 252 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى