تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
حال : از طرفى مظنّه به مراد متكلم پيدا نموده است . از طرفى هم معيار حجيت در ظواهر نيز مظنه است . در نتيجه : ظواهر در حق او حجت‌اند . * تكليف غير مقصودين بالافهام در اين توجيه شيخ چيست ؟ اين است كه ايشان : الف : علاوه بر اينكه احتمال غفلت از جانب متكلم يا مخاطب مىدهند ، احتمال اختفاء قرائن را نيز مىدهند حال : احتمال اول را با اصل عدم غفلت دفع مىكنند و لكن احتمال دوم به قوّت خود باقى است . فى المثل : اگر در ميان آيات و روايات جستجو كردند و قرينه‌اى بر خلاف نيافتند دليل بر عدم وجود قرينه نيست بلكه شايد قرائن حاليه ، مقاليه و يا مقاميه‌اى وجود داشته باشد كه حاضرين در آن زمان به وسيلهء آن مراد مولى را فهميده‌اند و لكن به دست ما در اين روزگار نرسيده است و لذا ما نمىتوانيم مراد مولى را بفهميم . حال : وقتى احتمال اختفاء قرينه در حق ما داده مىشود . و با اصل هم نمىتوان چنين احتمالى را به برداشت . نتيجه مىگيريم كه پس اخذ به ظواهر آيات و روايات از باب ظن خاص براى ما جايز نمىباشد . بنابراين از آنجا كه مورد بحث ما آيات و روايت است ، احتمال غفلت : هم از گوينده آنها منتفى است چرا كه داراى مقام عصمت هستند . هم از شنوندگان منتفى است چرا كه مخاطبين به اين خطابات مجتهدين هستند كه با تمام تلاش و اخلاص به جستجو پرداخته‌اند و لكن قرائنى بر خلاف ظاهر نيافتند . پس : احتمال غفلت كه اولين احتمال بوده در ما نحن فيه منتفى مىباشد و باقى مىماند احتمال دوم ( يعنى : اختفاء قرائن ) . * پس فلسفه اختفاء قرائن در ما نحن فيه چيست ؟ فلسفه اختفاء قرائن علل و عوامل خارجيه‌اى هستند كه هيچ ربطى به ظهور كلام ندارند از قبيل : تقطيع احاديث يا نقل عام و عدم نقل خاص و ظلم ظالمين كه سبب اختفاء شده‌اند .