تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
مثال : قرائن نقليه كلى مثل : « لا شكّ لكثير الشك » كه قرينه است براى « اذا شككت فابن على الاكثر » و قرائن نقليه جزئى مثل : « لحم الأرنب حرام » كه قرينه است براى
أُحِلَّ لَكُمْ *
ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً . *
پس : غير مقصودين بالافهام حق ندارند به ظواهر تمسك كنند . * اگر اشكال كنند كه اكثر قرائن از جمله قرائنى هستند كه متصل به كلام‌اند و اعتماد گوينده بر قرائن منفصله بسيار كم است و لذا بعد الفحص و اليأس نسبت به قرائن متصله ظن به عدم ( آنها ) پيدا مىكنيم ولى قرائن منفصله چون احتمالشان مرجوح و موهوم است عقلاء عالم بدان اعتنا نمىكنند در نتيجه مىتوانيم به ظواهر تمسك كنيم هرچند مقصود بالافهام نباشيم ، شيخ چه پاسخ مىدهد ؟ شيخ مىفرمايد : اولا : احتمال وجود قرائن منفصله نسبت به آيات و روايات موهوم نبوده بلكه بسيار هم قوى است زيرا در كتاب و سنت چه بسيار مطلقاتى را فرموده‌اند و مقيد آنها در جاى ديگر و يا در زمان ديگرى آورده شده است و اين به خاطر اعتماد بر قرائن منفصله است . حال : چه اين قرائن از ابتدا منفصله بوده باشند و چه در به دو امر متصله بوده ولى در زمانهاى بعد در اثر علل و عواملى قرينه از مطلق و يا عام جدا گشته باشد . مثل : 1 - عامل تقطيع الاخبار 2 - عامل نقل به معنا 3 - عامل نسيان و . . . در نتيجه : احتمال انفصال قرائن قوى بوده و با اصل قابل رفع نمىباشد . ثانيا : سلمنا كه ظن به عدم قرينه پيدا كنيم مگر مظنه دليل نمىخواهد شما چه دليلى بر وجود چنين ظنى داريد . نكته : اين بود نهايت سعى شيخ در توجيه كلام صاحب قوانين كه در دو متن بعدى تفصيل اين خلاصه ادامه خواهد يافت .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 250 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى