تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( اذ ليست آية . . . ) چيست ؟
حاصل فرموده مرحوم فاضل نراقى است مبنى بر اينكه :
كمتر آيهاى از آيات مربوط به اصول دين و يا فروع آن وجود دارد كه يكى از سه امر ذيل را دارا نباشد :
يا حديثى از معصومين عليهم السّلام مستقيما به تفسير و تبيين آيه پرداخته يا اگر در تفسير آيه حديثى وارد نشده باشد حديثى كه از نظر حكم مطابق با ظاهر آيه باشد وجود دارد و يا اگر حديثى در اين زمينه وجود ندارد اجماع علما هماهنگ با ظاهر آيه است .
در نتيجه :
اولا : با وجود حديث مبيّن يا موافق و اجماع موافق ، ديگر نيازى به ظاهر آيه نداريم .
ثانيا : اصولى و اخبارى معترفاند كه در آيات مربوط به اصول و فروع بايد به اخبار رجوع نمود و مستقيما نمىتوان آيات را محور عمل قرار داد .
در نتيجه : اين نزاع بين اخبارى و اصولى بىمورد و لفظى است .
* مبناى ادعاى جناب نراقى در مطلب فوق چيست ؟
اين است كه معظم آيات قرآن چه در اصول و چه در فروع و بلكه در تمام آيات به يك سلسله امور مجمل و كلى و سربسته تعلق گرفته و در مقام اصل تشريع ، تنها حكم به صورت مجمل به چيزى فرموده است .
لكن همين كلى و مجمل قيود ، شرايط و خصوصياتى دارند كه هيچكدام از اين تفاصيل در قرآن نمىباشد ، مثل :
أَقِيمُوا الصَّلاةَ ، *
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ،
آتُوا الزَّكاةَ ، *
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ .
در نتيجه : ما چه اصولى باشيم چه اخبارى ناگزير هستيم كه در فهم تفصيلى آيات به اخبار و احاديث وارده مراجعه كنيم و لذا چنين بحثى قليل الجدوى مىباشد .