تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
اين مواضع موجب دستيابى به همهء قرائن صارفه نمىشود ، در نتيجه : علم اجمالى منحل نشده و اثرش كه وجوب توقف است باقى مىماند . * مراد از عبارت ( و اما ان لا يبقى ) چيست ؟ اين است كه : اگر به واسطهء فحص و بازنگرى به تمام قرائن صارفه دست يافتيم ، علم تفصيلى حاصل شده و قطعا ديگر شكى باقى نمىماند . پس : علم اجمالى حقيقتا منحل مىشود به آنچه به دست آمده است . * مراد از عبارت ( و الّا فلا مقتضى للفحص ) چيست ؟ اين است كه : پس از حصول علم تفصيلى ديگر مقتضى و موجب براى فحص از مخصّصات ديگر وجود ندارد و فحص زائد مىباشد . يعنى : به محض حصول علم تفصيلى به آحاد مخصّصات بايد تفحص را متوقف نمود . * مراد از عبارت ( و اما وجود مخالفات فى الواقع زائدا . . . ) چيست ؟ اين است كه : انحلال حكمى است نه حقيقى . * نظر شيخ پيرامون اشكال مذكور چيست ؟ اين است كه : اشكال اخباريها : اوّلا : شبهه‌اى بيشتر نيست . ثانيا : به كسانى وارد است كه مىگويند ؛ با وجود علم اجمالى به مخصّصات ، ابتداء تمسّك به عمومات جايز نمىباشد ، بلكه پس از فحص و دستيابى به آحاد مخصّصات و علم تفصيلى به آنها كه باز هم احتمال عده‌اى از مخصصات ديگر نيز داده مىشود ، اصالة العموم جارى كرده و به عمومات عمل مىشود . نكته : از آنجا كه تقرير اين اشكال به دنبال تقرير اشكال قبلى در بحث گذشته بيان شد ، تقرير مجدّد لازم ندارد . * حاصل و خلاصه جواب شيخ از شبهه‌اى كه تقرير شد چيست ؟ قبول داريم كه ممكن است بعد از فحص در مخصّصات و قرائن صارفه و معارضات از ظواهر برخى از قرائن بر خلاف ظاهر موجود باشد و به دست ما نرسيده باشد ولى چون علم اجمالى در اين صورت منحل مىشود به : 1 - علم تفصيلى نسبت به آنچه تحصيل شده ، 2 - و شك بدوى نسبت به قرائن و صوارف به دست نيامده ، مكلّف بايد نسبت به امور مشكوك به اصل عمليه رجوع كند و با اجراى اصل عدم تخصيص و اصل عدم وجود صارف ، احتمال وجود آن را منسد كند .