بنابراين : اگر فسّرت را به ظاهر آيه بزنيم بايد آن مطلقات را نيز قيد بزنيم و اين با ( لا جناح ) در طرف ديگر نمىخواند و لذا مطلقات به اطلاق خود باقى مىمانند .
لذا ، چون در تقييد اين مطلقات شك داريم ، اصالة الاطلاق جارى مىكنيم .
* حاصل كلام و نتيجه بحث را در اينجا كوتاه بنويسيد ؟
حاصل مطلب اين است كه :
تفسير نمىخواهد به ظواهر قرآن ظهور ببخشد و اينگونه نيست كه ظواهر قرآن بدون تفسير مجمل و بدون دلالت باشند . بلكه به واسطهء تفسير از ظاهر آيه رفع يد كرده و آن را بر خلاف ظهورش حمل مىكنيم . و اين بر خلاف ادعاى اخباريون است كه مىگويند : ظواهر بدون روايات مجمل بوده ، و اصلا ظهورى ندارند .
و لذا در مورد همين آيه قصر كه فرمود :
فَلا جُناحَ *
جناب زراره و محمد بن مسلم از امام پرسيدند :
چرا با اينكه قصر واجب است خداوند فرمود :
فَلا جُناحَ *
و نفرمود : افعلوا القصر ؟ ما چگونه از آيه ( لا جناح ) وجوب بفهميم و ظاهر آيه را كه جواز است طرح نمائيم ؟
امام ( ع ) در پاسخ فرمودند :
بله ، ظاهر آيه همان جواز است و على القاعده مكلف بايد در فعل و يا ترك قصر مختار باشد و لكن مقصود خداوند متعال تعيّن قصر و وجوب آن است و لذا بايد از ظاهر آيه صرفنظر كرد . به عبارت ديگر امام ( ع ) آنها را توبيخ نفرمود كه چرا چنين مىگوييد بلكه فرمود :
اين آيه شريفه نظير آيه ديگرى است كه مىفرمايد :
فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما .
حال : سؤال ايشان و پاسخ امام دليل بر رضايت و تقرير امام است نسبت به آنها كه متعرّض استفاده احكام از آيات قرآن شده و در ظواهر آيات دخل و تصرف نموده بودند ، و الّا اگر امام بر اين دخل و تصرف راضى نبود ، مىفرمود : تا از ما اهل بيت در ذيل آيه و يا آيات بيانى نيامده باشد شما مىتوانيد آن آيات را بر آنچه دلالت دارند حمل كنيد و يا اينكه مىفرمودند : قبل از ورود بيان اصلا آيات دلالتى ندارند و حال آنكه حضرت عليه السّلام كار ايشان را در اخذ به ظاهر تقرير و عملا امضا نمودند .
منتهى امام عليه السّلام مىفرمايد : كه پس از ورود تفسير و آمدن بيان از ما اهل بيت بايد از ظهور صرف نظر كرد ، نه اينكه حكم به عدم ظهور آيه شود .
نتيجه اينكه : اگر در ذيل ظاهرى از ظواهر كتاب بيانى وارد نشده و تفسير به ما نرسيد بايد بتوانيم حكمى كه از آن استفاده مىشود اخذ و مورد عمل قرار دهيم .