تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( فى حكم من عثر . . . . ) چيست ؟
آنجايى است كه شخصى از امام ( ع ) سؤال كرد : من لغزيدم و زمين خوردم و در نتيجه ناخن پاى من كنده شد حال روى آن پارچه ( يا باندى ) پيچيدهام ، اكنون وضو گرفتهام و مىخواهم مسح پاهايم را بكشم وظيفهام چيست ؟
امام ( ع ) فرمود : اينگونه مسائل نياز به سؤال ندارد بلكه اينگونه مسائل و اشباه آن از كتاب خدا دانسته مىشود . آنجا كه فرموده است
ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ
« 1 » .
يعنى : شما كه اين آيه شريفه را مىخوانيد مصاديق را به آن عرضه كنيد و حكم شرعى را به دست آوريد .
نكته : امام ابتدا و بهطور مستقيم حكم شرعى را بيان نفرمود بلكه او را به ظاهر كتاب راهنمائى فرمود . و لكن به دنبال آن خودشان حكم را بيان فرمودند و گفتند : ( امسح على المرارة ) .
نكته : مراد از ( ظفر ) ناخن است و معناى ( مراره ) همان كهنه و پارچهاى است كه روى زخم را با آن مىبندند .
* ظواهر قرآن چند قسماند ؟
بر دو قسماند :
1 - برخى كاملا آشكارند و نيازى به تأمل و دقت و بازنگرى ندارد . مثل :
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا . . . .
2 - و برخى از ظواهر ابتدا و در به دو امر مشخص نمىگردند و نياز به تامل و بازنگرى و دقت بيشترى دارند مثل : ما نحن فيه كه از همين قبيل است .
* چرا آيه شريفه
ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ . . .
از آيات و ظواهر گروه دوم هستند ؟
زيرا آيه مىفرمايد : در دين حكم حرجى براى شما جعل نشده و حال آنكه مسح انگشت زخمى حرج است و لذا جعل نشده است . و لكن دو احتمال ديگر نيز وجود دارد :
1 - اينكه اصلا پاها را مسح نكنيم چرا كه عسر و حرج دارد .
2 - اينكه پاها را از روى پارچه ( باند ) و نه بشره و پوست پاها مسح كنيم .
حال : كداميك از اين دو احتمال را مىتوان مورد لحاظ قرار داد ؟ آيا اصل مسح ساقط مىشود و يا
هامش
( 1 ) - حج / 78 .