تشريح المسائل
* مراد شيخ از عبارت ( فاعتباره فى الجملة لا اشكال فيه . . . . الخ ) چيست ؟
اين است كه : ( كلّ ظاهر حجّة من المولى على العبد و بالعكس ) . به عبارت ديگر ؛ مىخواهد بفرمايد كه : قسم اوّل از امارات ، يعنى : امورى كه در تشخيص مراد متكلم به كار گرفته مىشوند و ظنّ مستند به آنها را ظنون دلالى مىنامند ، از نظر اصوليين حجّت بوده و در حجيّت اين امارات اختلافى در ميان اصوليين وجود ندارد . اگرچه در برخى از مصاديق و صغريات آن ، ميان اهل علم اختلاف وجود دارد .
* با توجّه به مطلب فوق بحث از حجيّت امارات در اينجا صغروى است يا كبروى ؟ و چرا ؟
يك بحث كبروى است . زيرا به اين نتيجه مىرسيم كه ( كلّ ظاهر حجة من المولى . . . . ) .
* مراد از عبارت ( لأن المفروض كون تلك الامور معتبرة . . . . . ) چيست ؟
بيان دليل و برهان حجيّت اين قسم از امارات است . و آن عبارتست از اينكه : اهل محاوره در تفهيم مقاصدشان به يكديگر از اين امارات استفاده مىكنند .
و لذا : چون شارع مقدس طريق بيان و ابراز مقاصد و مراداتش به روش اهل عرف و محاوره است ناگزير امارات مورد نظر نيز بايد حجّت و برهان قطعى بر تشخيص و تعيين مراد متكلم باشند .
* پس مراد از عبارت ( و انما الخلاف فى موضعين . . . ) چيست ؟
بيان نزاع در دو مورد ميان اهل علم است ، كه هر دو مورد از نزاع نيز صغروى مىباشد و بهتر بود كه شيخ اين دو مورد را در بحث كبروى مطرح نمىفرمود .
* دو اختلافى كه شيخ در ذيل عبارت نقل نمود مربوط به چه امورى است ؟
1 - به اينكه عمل به ظاهر قرآن جايز است يا نه ؟
به عبارت ديگر : آيا ظواهر قرآن را مىتوان ظاهر به حساب آورد تا كه حجّت باشند يا اينكه ظاهر محسوب نشده و از مورد بحث خارجاند .
2 - و به اينكه آيا ظواهر كلمات اعم از قرآن و يا كلمات متكلمين نسبت به غير مخاطب ظاهر محسوب مىشوند تا حجّت باشند يا نه ؟ آيا بهطور مطلق حجتاند يا با شرائطى حجيّت دارند ؟
* چرا شيخ در ابتداى متن مورد بحث فرمود : فاعتباره فى الجملة و نفرمود بالجملة ؟
به خاطر اشاره به دو اختلافى است كه در پاسخ به سؤالات قبلى ذكر آنها گذشت .
* آيا آوردن قيد ( فى الجملة ) در عبارت ، مخالف با نظر خود شيخ در حجيّت مطلق امارات نيست ؟
چرا و بهتر بود كه اين تقييد صورت نمىگرفت . چونكه هر دو نزاع در مصاديق و صغريات اين كبرى است . نه در نفس كبرى .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٥٨