تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
حال : ما نمىدانيم : كه آيا كلمهء ( صعيد ) همان‌طور كه نظر زجّاج است به معناى مطلق وجه الارض است تا اينكه شامل سنگ هم بشود و تيمّم برآن جايز باشد . يا اينكه به معناى خصوص خاك خالص است چنان‌كه برخى ديگر فرموده‌اند ، تا شامل شن و سنگ نشود و تيمّم بر آنها صحيح نباشد . و لذا در اينجا : از قول لغوى و دانايان به معانى لغات استفاده مىكنيم . * پس مراد از عبارت ( هل يوجب ظهور ، فى الاباحة المطلقة ) چيست ؟ همان اباحهء به معناى اعم است كه غير از حرمت ، همه تكاليف چهارگانهء ديگر را شامل مىشود . به عبارت ديگر : مولايى يا طبيبى ، عبد يا بيمار خود را از انجام عملى يا تناول غذايى منع كرده بر حظر مىدارد و لكن پس از مدتى او را به همان عمل امر مىكند . حال : اگر ما شك كرديم كه آيا اين امر كه به دنبال حظر صادر شده ، ظهور در رفع المنع و الحظر دارد ؟ يا ظهور در اباحهء بالمعنى الاخص ؟ و يا ظهور در رجحان و استحباب ؟ و يا وجوب ؟ از علائم نامبردهء فوق استفاده مىكنيم . * پس مراد از عبارت ( انّ الشهرة فى المجاز المشهور ) در متن چيست ؟ اين است كه : آيا اراده كردن حقيقت ( يعنى : معناى حقيقى ) در مجازات مشهوره از قبيل استعمال ( امر ) در استحباب و ( نهى ) در كراهت ، در لسان روايات كه به درجهء مجاز مشهور رسيد . امّا وضع تعيّنى پيدا نكرده‌اند نياز به قرينه صارفه دارد و عند الاطلاق از كلام فهميده نمىشود ؟ يا اينكه نيازى به قرينهء صارفه نداشته و عند الاطلاق از كلام فهميده مىشود ؟ در اينجا شهرت لفظ در معناى مجازى را محور كار قرار داد ، از آن كمك مىگيريم . يعنى : شهرت اماره‌اى است كه به‌وسيله آن ظهور لفظ و بلكه صراحتش در معناى مجازى و انصرافش از موضوع له اوّلى فهميده مىشود . * چرا شيخ در عبارت ( و الشك فى الاوّل . . . . ) از قسم دوم در اينجا به اوّل تعبير فرمود ؟ زيرا در وقت اخذ نتيجه در عبارت ( فالمطلوب فى هذا القسم . . . ) قسم دوم را اوّل و قسم اوّل را دوم ذكر نمود . * مراد از عبارت ( عن اعتماد المتكلم على القرينة . . . . ) چيست ؟ اين است كه : اگر متكلم اعتمادش به قرينه بوده معلوم مىشود كه مرادش معناى مجازى بوده و چنانچه به قرينه اعتماد نكند ، مرادش معناى حقيقى مىباشد . * از نظر شيخ چه تفاوتى ميان امارات قسم اوّل و امارات قسم دوّم وجود دارد ؟ از امارات قسم اوّل :