* به چه دليل ادعا مىكنيد كه سه اصل اصالة الحقيقه ، اصالة العموم و اصالة الاطلاق به يك اصل اصالة عدم القرينه بازگشت مىكنند ؟
زيرا در هريك از سه اصل مذكور جهت تشخيص ارادهء متكلم به ترتيب قرينه ، مخصّص و قيد لازم مىباشد كه هريك قرينهء صارفهايست كه در صورت قطع به وجودشان بايد كلام را بر مقتضاى آنها حمل نمود .
و لذا ، در فرض شك مىتوان گفت : اصل ، عدم وجود قرينه است .
* كاربرد انصراف ظهورى ( يا غلبه استعمال مطلق در فرد شايع ) در كجاست ؟
آنجايى است كه لفظ مطلقى در خصوص يك فرد از افراد يا يك صنف از اصنافش شاخص و بارز است بهطورى كه غالبا لفظ مطلق را در آن فرد يا صنف استعمال مىكنند .
حال : اگر مخاطب شك كند كه آن فرد بارز مراد است يا معناى وسيع آن لفظ ، اين غلبهء استعمالى مطلق در فرد يا صنف مزبور موجب ظنّ مخاطب به همان فرد يا صنف شاخص مىشود .
نكته : اين اماره در صورتى امارهء ظنّى به حساب مىآيد كه به درجهء وضع تعيّنى نرسيده باشد زيرا اگر به درجهء وضع رسيده باشد ديگر احتمال خلاف در معناى آن نمىرود .
* مراد از قرائن مقاميّه چيست ؟
مراد اوامرى است كه به دنبال توهّم يا وجود قطعى خطر صادر مىشود و مردم به آن اعتماد دارند .
* كاربرد قرينهء مقاميه در چه موردى است ؟
در موردى است كه ابتداء مخاطب را نسبت به موضوعى نهى كنيم و سپس به آن موضوع امر كنيم .
فى المثل : پزشك به فرد سرماخورده مىگويد : سركه نخور و لكن در صورت كسب سلامتى سركه بخور .
نكته : اين امر از جانب متكلم وجوب ندارد ، بلكه مىخواهد بگويد آن منع سابق برداشته شد و مىتوانى سركه بنوشى نه اينكه واجب است كه بنوشى .
* گفتيد بهنظر شيخ اصول لفظيه به يك اصل اصالة عدم القرينه راجعاند ، نظر مرحوم آخوند در اين زمينه چيست ؟
ايشان مىگويد : اصول مزبور به اصل اصالة الظهور برمىگردند .
* حاصل كلام پيرامون اصول لفظيه در اين قسم چيست ؟
اين است كه : اين امارات در حدّى از اعتبار هستند كه هرگاه متكلم خلاف مقتضاى آنها را اراده
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٥٢