تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
* به چه دليل ادعا مىكنيد كه سه اصل اصالة الحقيقه ، اصالة العموم و اصالة الاطلاق به يك اصل اصالة عدم القرينه بازگشت مىكنند ؟ زيرا در هريك از سه اصل مذكور جهت تشخيص ارادهء متكلم به ترتيب قرينه ، مخصّص و قيد لازم مىباشد كه هريك قرينهء صارفه‌ايست كه در صورت قطع به وجودشان بايد كلام را بر مقتضاى آنها حمل نمود . و لذا ، در فرض شك مىتوان گفت : اصل ، عدم وجود قرينه است . * كاربرد انصراف ظهورى ( يا غلبه استعمال مطلق در فرد شايع ) در كجاست ؟ آنجايى است كه لفظ مطلقى در خصوص يك فرد از افراد يا يك صنف از اصنافش شاخص و بارز است به‌طورى كه غالبا لفظ مطلق را در آن فرد يا صنف استعمال مىكنند . حال : اگر مخاطب شك كند كه آن فرد بارز مراد است يا معناى وسيع آن لفظ ، اين غلبهء استعمالى مطلق در فرد يا صنف مزبور موجب ظنّ مخاطب به همان فرد يا صنف شاخص مىشود . نكته : اين اماره در صورتى امارهء ظنّى به حساب مىآيد كه به درجهء وضع تعيّنى نرسيده باشد زيرا اگر به درجهء وضع رسيده باشد ديگر احتمال خلاف در معناى آن نمىرود . * مراد از قرائن مقاميّه چيست ؟ مراد اوامرى است كه به دنبال توهّم يا وجود قطعى خطر صادر مىشود و مردم به آن اعتماد دارند . * كاربرد قرينهء مقاميه در چه موردى است ؟ در موردى است كه ابتداء مخاطب را نسبت به موضوعى نهى كنيم و سپس به آن موضوع امر كنيم . فى المثل : پزشك به فرد سرماخورده مىگويد : سركه نخور و لكن در صورت كسب سلامتى سركه بخور . نكته : اين امر از جانب متكلم وجوب ندارد ، بلكه مىخواهد بگويد آن منع سابق برداشته شد و مىتوانى سركه بنوشى نه اينكه واجب است كه بنوشى . * گفتيد به‌نظر شيخ اصول لفظيه به يك اصل اصالة عدم القرينه راجع‌اند ، نظر مرحوم آخوند در اين زمينه چيست ؟ ايشان مىگويد : اصول مزبور به اصل اصالة الظهور برمىگردند . * حاصل كلام پيرامون اصول لفظيه در اين قسم چيست ؟ اين است كه : اين امارات در حدّى از اعتبار هستند كه هرگاه متكلم خلاف مقتضاى آنها را اراده