تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
وظيفهء مكلّف رجوع به اصل عملى است . * مراد از ( دليل ) در عبارت ( اقيم الدليل على اعتبارها . . . ) چگونه دليلى است ؟ دليل معتبر و خاصّ است . چنان‌كه ظنّى مستند به چنين دليلى باشد ظنّ خاص است . * مگر ادلّه‌اى كه بر جواز عمل به ظنّ اقامه كرده‌اند بر چند قسم است ؟ بر دو قسم است : الف : ادلّهء خاص ، ب : ادلّهء عام . * مراد از ادلّه خاص چيست و ظنّ مستند به اين ادلّه را چه مىنامند ؟ مراد ادلّه‌اى است كه در مورد خاص و يا مكان مشخّصى ظنّ را معتبر دانسته‌اند . مثل : خبر واحد در احكام شرعيه يا قول لغوى در تشخيص موضوع له و معانى الفاظ كه ظنّ مستند به اين ادلّه را ظنّ خاص مىنامند . * مراد از ادلّه عام چيست ؟ مراد دلايلى است كه ظنّ را به‌طور مطلق و بدون اختصاص دادن آن به موردى حجت مىدانند مثل دليل انسداد كه ظنّ را به‌طور مطلق حجّت مىدانست و ظنى كه مستند به چنين دليلى است ظنّ مطلق ناميده مىشود . * در پايان بفرماييد اصلى را كه شيخ در جواز عمل به ظنّ و عدم چنين جوازى تأسيس نمود چگونه اصلى است ؟ اين است كه ( الاصل حرمة العمل بالظنّ الّا ما خرج بالدّليل ) . * حاصل اصل مذكور چيست ؟ اين است كه : تعبّد و استناد به ظنّ حرام و نامشروع است مگر ظنّى كه دليل خاص و معتبرى بر حجيّت آن اقامه شده است . * دليل شيخ بر اصل مذكور چه بود ؟ اين بود كه ؛ خود شكّ و ترديد در حجيّت ظنّ ، در عدم جواز تعبّد به آن كفايت مىكند و لذا در تأسيس اصل مذكور نيازى به يك اصل محرز ديگر نمىباشد . پس تمسّك به آيات مربوطه نيز مورد پسند نيست كه شرح آن مفصلا گذشت .