تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
قائل به تفصيل شده و آن را مقيّد به قيد و شرطى نماييم . و به‌همين‌جهت مىگوييم كه : در باب حجيّت اصول لفظيه ، مثل ( اصالة العموم ، اصالة الاطلاق ، اصالة الحقيقة ، اصالة الطهاره و . . . ) و اصول عمليه ، مثل استصحاب و برائت و . . . دو مبنا وجود دارد . 1 - برخى فرموده‌اند : اصول لفظيّه و عمليه مطلقا حجّت‌اند و مكلّف موظّف است به آنها عمل نمايد ؛ چه ظنّى بر خلاف آنها وجود داشته باشد يا وجود نداشته باشد . * سؤال ، در مباحث قبلى گفتيد ظنّ معتبر جلوى حجيّت اصول مذكور را مىگيرد ؟ بله ، مراد از عبارت مذكور ( چه ظنّى بر خلاف آنها وجود داشته باشد ) همان ظنّ غير معتبر است . * آيا با وجود علم وجدانى يا تعبّدى باز هم اصول مذكور مطلقا حجت‌اند ؟ خير ، جلوى حجيّت آنها گرفته مىشود . * حاصل نظريهء فوق چيست ؟ اين است كه : اعتبار اصول لفظيه و عمليه از نظر ايشان مقيّد و مشروط نيست . 2 - برخى فرموده‌اند : اعتبار اصول مذكور و لزوم عمل به آنها مقيّد است به اينكه ظنّى بر خلاف آنها وجود نداشته باشد ، زيرا اگر ظنى بر خلاف آنها در كار بود چه آن ظنّ معتبر باشد چه مشكوك الاعتبار ، ديگر اين اصول حجيّت نداشته و لازم نيست به آنها عمل شود . بنابراين : طبق رأى مذكور حجيّت اصول مذكور مقيّد است و مشروط . * شيخ از بيان مقدمهء فوق چه نتيجه‌اى مىگيرد ؟ مىگويد : حرمت عمل به ظن به اعتبار دو جهتى كه ذكر شد ( يكى از جهت تشريع و يكى از حيث طرح اصل ) بر مبناى نظريهء اوّل است كه مبناى حق است و اهل تحقيق به آن معتقداند . ولى بر اساس رأى و نظر دوّم ، مىتوان حرمت عمل به ظن را انكار نمود و گفت : اصل ، حرمت عمل نيست چه به نحو تعبّد باشد و چه به نحو غير تعبّد ، چه مستلزم ردّ اصل باشد و چه نباشد ، چه از تحصيل علم متمكّن باشيم و چه نباشيم . * دليل شيخ بر مدّعاى فوق در پاسخ به نظريّهء دوّم چيست ؟ اين است كه : عمل به ظنّ مذكور در دو زمان امكان وقوع دارد : 1 - عمل به ظنّ زمانى صورت پذيرد كه مكلّف يعنى عامل به ظن ، از تحصيل علم به حكم مسئله ناتوان بوده و راهى جز عمل به ظنّ نداشته باشد . در اينجا : مسلما عمل به ظنّ محذور و اشكالى ندارد زيرا امر دائر است بين اينكه مكلّف عمل به ظنّ خود نمايد و اصلى را كه در آن مسئله وجود دارد طرح نمايد يا به اصل اعتماد كرده آن را مورد
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 138 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى