* از توضيحات فوق چه نتيجهاى حاصل مىشود ؟
روشن مىشود كه وجه اشارهء خبر به اين جهت ، آن است كه صدور حكم يا فتواى به غير علم اگرچه على الظاهر به اين معناست كه حكمى كه استنادش به شارع معلوم نيست در لباس استناد به شارع قرار مىدهند . و لكن ظاهر خبر اين است كه توبيخ و سرزنش تنها بر عمل به ظنّ مىباشد ، زيرا اين عمل به ظنّ است كه غالبا مخالف با واقع درمىآيد .
* بنابراين مناط و ملاك در ارتكاب حرمت چيست ؟
مخالفت با واقع است .
* آيا ملاك فوق شامل موردى كه عمل به ظنّ بروجه استناد به شارع باشد مىشود ؟
بله مىشود .
* آيا ملاك مذكور شامل مؤديات اصول و مضامين امارت نيز مىشود ؟
تا زمانى كه كشف خلاف نسبت به مؤديات اصول و مضامين امارات صورت نگرفته ، خير و مكلّف موظف است كه به آنها عمل كند و آنها را رها نكند و به ظنّ متعبّد شود .
* به چه دلايلى بر حرمت عمل به ظنّ از جنبهء مخالفت آن با اصل يا دليل معتبر ارائه شده ؟
1 - آيهء شريفهء
« إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » . *
* كيفيت استدلال به آيهء شريفه چگونه است ؟
مىگويند :
1 - حق ، يعنى حكم واقعى كه در لوح محفوظ ثبت و ضبط است .
2 - راه رسيدن به حق يا علم است يا يكى از ظنون معتبره .
3 - ظنّ در آيهء شريفه ، يعنى گمانى كه دليلى بر اعتبار آن نرسيده .
بنابراين ظنّ غير معتبر شما را از حقّ ، يعنى ، علم يا ظنّ معتبر بىنياز نمىكند .
2 - حديث شريف « من افتى الناس به غير علم كان ما يفسده اكثر ممّا يصلحه » .
* كيفيت استدلال و نحوهء دلالت حديث چگونه است ؟
مىگويند كه :
1 - فتوى بايد از روى علم باشد . اعم از علم وجدانى ( يقينى ) و علم تعبّدى ( يعنى ، ظنّ معتبر ) .
2 - كسى كه بهصرف گمان و ظنّ غير معتبر براى مردم فتوى مىدهد افسادش بيشتر از اصلاحش خواهد بود .
پس : حق نداريم به ظنّ بىدليل عمل نماييم .