* مراد از عبارت ( فما اشير فيه الى الاوّل . . . . ) چيست ؟
بيان حرمت عمل از جنبهء تشريع است كه قرآن مىگويد :
قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ .
و وجه اشاره در آيهء شريفه به جهت اولى اين است كه :
اسناد چيزى كه خداوند بدان اجازه نداده افتراء به خداوند است و افتراء به خداوند از گناهان كبيره است . به عبارت ديگر : افتراء عبارتست از اينكه بدون اذن فعلى از شارع ، حكمى را به او نسبت دهند .
* اگر اسناد حكمى به شارع بر اساس امارهء غير علمى و ظن صورت پذيرد باز هم افتراء است ؟
بله ، نسبت دادن حكمى به شارع بدون استناد به شرع و به مجرد تطبيق عمل بر ظنّ و امارهء غير علمى درست نيست .
* چه دليلى بر مدّعاى فوق داريد ؟
اين دليل را كه ، مراد از افتراء در آيهء شريفه ، نسبت دادن حكم به خداى تعالى است به نحوى كه امر موهوم و يا مظنون را در صورت معلوم نشان دهند ، كه اين همان معناى تعبّد به غير علم است .
* چه نتيجهاى از روشن شدن وجه مذكور حاصل مىشود ؟
روشن شدن وجه اشارهء روايت به اين جهت كه چون حكم به حق كردن از روى ظنّ و امارهء غير علمى صرفا به همين وجه است و اگرچه قضاوت همان فيصله دادن به منازعات و مشاجرات جزئى و شخصى است ، لكن درعينحال مشتمل و متضمن بر حكم كلّى است كه منسوب به حضرت حق است كه قاضى نسبت به آن متعبّد بوده و الزاما به آن استناد مىجويد . و حال آنكه بهحسب فرض ، علم به استنادش ندارد .
* مراد از عبارت ( و ممّا اشير فيه الى الثّانية . . . . . الخ ) چيست ؟
بيان وجه اشاره در آيهء شريفه به جهت ثانى است . يعنى جنبهء مخالفت آن با اصل يا دليل معتبر ديگر .
* وجه اشاره در آيه شريفه به جهت دوم چيست ؟
اين است كه : آيات و احاديث در مقام توبيخ و سرزنش بر عمل به ظنّ و امارهء غير علمى است زيرا چنين عملى مخالف با واقع است .
* مراد از واقع چيست ؟
يا علم است يا واقع تنزيلى يعنى : امارات و اصول معتبره كه مضامين آنها در حكم واقع و به منزلهء واقع است .
* توبيخ آيه و حديث شامل چه كسى مىشود ؟
شامل كسى مىشود كه عمل به امارات و اصول معتبره را رها كرده و به ظنّ متعبّد شود .