مىفرمايد :
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ »
« 1 » . و در حقّ اشقيا مىفرمايد :
« النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا »
« 2 » و جاى ديگر مىفرمايد :
« أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً »
« 3 » . پس علم به وجود ثواب و عقاب قبر لازم باشد .
و بيان لزوم علم به صراط آن است كه : صراط به معنى مشهور يعنى جسر « 4 » ممدود بر ظهر دوزخ كه مرور خلايق بر آن خواهد بود ، متجاوز از حدّ جواز نيست ؛ چه مثل اين جسر ممكن است . و آنكه صراط را تأويل به اعمال رديّه كردهاند ؛ يعنى چون از اعمال رديّه سؤال خواهد بود و بدان مؤاخذه [ و ] عقاب خواهد شد ، چنانستى كه مسئول بر آن خواهد گذشت ، و آن به كثرت آن اعمال طويل خواهد شد و به قلّت آن اعمال قصير خواهد گشت ، نيز در حيّز امكان است . و قد أخبر الصادق عنه .
و همچنين ميزان نيز به معنى مشهور ؛ يعنى ما يعرف به مقادير الأعمال « 5 » ممكن است . و آنكه ميزان را تأويل به ملكى كردهاند كه او حسنات را با سيّئات مقابله خواهد كرد ، نيز ممكن است .
و همچنين انطاق جوارح نيز ممكن است . چه نطق كه عبارت از اصوات مقطّعه است كه دالّ بر معانى است ، از جمادات جائز الحصول است .
و همچنين احوال جنّت و نار نيز ممكن است ؛ چه وجود رياض نزه « 6 » و حدائق رايق كه در آن جريان انهار و وجدان ثمار باشد ، در اين عالم و در غير اين عالم ، ممكن است ، بلكه امكن و واقع است .
و همچنين وجود حوارى و غلمان حسنه و جميع آنچه قرآن و اخبار صحيح بدان
هامش
( 1 ) . آل عمران / 170 .
( 2 ) . غافر / 46 .
( 3 ) . نوح / 25 .
( 4 ) . ش : « الجسر » پل .
( 5 ) . اصل : لأعمال .
( 6 ) . پاك و پاكيزه ، خوش و خرّم . فرهنگ فارسى ، دكتر محمد معين ، ج 4 ، ص 4711 .