فصل پنجم در بيان حكم اصحاب كبائر
بدان كه صاحب كبيره مؤمن است و ليكن به ايمان مطيع است و از جهت فسق عاصى است . « 1 »
و نزديك معتزله او نه مؤمن است و نه كافر ، بلكه ميان ايمان و كفر است ، اگر توبه كند الله تعالى توبهء او قبول گرداند و اگر بىتوبه ميرد ، در عقوبت جاويد ماند .
و نزديك جمهور خوارج او كافر است . و دليل ايشان قول الله تعالى است :
« وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ »
« 2 » .
و در اين دليل بحث است . زيرا كه اين نصّ دلالت مىكند هركه حكم به ما أنزل الله و تصديق بر آن نكند ، او كافر است ؛ و در اين نزاع نيست و إنّما الكلام فيمن ارتكب معصية .
و نزديك ازارقه صاحب كبيره مشرك است . زيرا كه او عمل مىكند براى الله تعالى و
هامش
( 1 ) . اختلاف در حكم اصحاب كبائر بعد از رسول گرامى به وقوع پيوست : خوارج چون معتقد بودند كه فاسق كافر است ؛ وقتى مشاهده كردند كه حضرت على ( ع ) گروهى از اهل قبله را به قتل رسانيد و سپس بر آنها نماز گزارد ، چنين نتيجه گرفتند كه او قطعا به سبب يكى از اين دو فعل متناقض فاسق است . از اين رو از حضرت تبرّى جستند . در زمان حسن بصرى نيز همين بحث جريان داشت . مرجئه و تفضليه چنين استدلال مىكردند كه : ايمان همان تصديق است . و مكلف يا مصدّق حق تعالى و رسول است يا نيست . دومى به اتفاق كافر است و اوّلى مؤمن . و مصدّق فاسق داخل در شق أوّل است ؛ پس مؤمن است . و گناه او يا بخشوده مىشود ، يا مورد شفاعت پيامبر ( ص ) قرار مىگيرد و يا به عذاب منقطع دچار مىشود .
و اصل بن عطا و عمرو بن عبيد نيز با استناد به آياتى كه دالّ بر خلود عقوبت اصحاب كبائر است ، بدين رأى منتهى شدند كه عقوبت صاحب كبيره جاودانه است ؛ و از آنجايى كه عذاب مؤمن جاودانه نخواهد بود . پس صاحب كبيره نه مؤمن است و نه كافر . اين همان قول به منزلت بين منزلتين مىباشد . ر . ك . تلخيص المحصّل ، ص 403 .
( 2 ) . مائدة / 44 .