قطعى نبوده است .
فصل يازدهم در بيان ختم رسالت بر محمّد عليه السلام
بدان كه محمّد - عليه السلام - ختم پيغامبران به معقول و منقول است :
معقول آن است كه : نبوّت به دو - عليه السلام - تمام شده است ، و لا زيادة بعد التمام .
زيرا كه آنچه او - عليه السلام - آورده است از كتاب و سنّت ، شامل جميع امور است كه در دنيا و آخرت احتياج بدان است ، و قريب عقل و وافى غرض است . و عقلا آن را به حسن قول تلقى نمودهاند . پس آنچه او - عليه السلام - آورده است ، مر جميع خلق را در همهء زمانها براى كلّ اغراض صالح بود ، فيكون مغنيا عما سواه و ملغيا لما عداه .
و منقول آن است كه : الله تعالى در شأن او - عليه السلام - فرموده است :
« وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ »
« 1 » . و اين برهان ساطع و نصّ قاطع است كه او - عليه السلام - ختم انبيا است - صلوات الله عليهم اجمعين .
سؤال : صيغه « نبيّين » عام است ، و عام محتمل تأويل و تخصيص است ، و احتمال منافى قطعيّت است .
جواب : عام پيش از آنكه دليل تخصيص به دو لاحق گردد قطعى است . زيرا كه عموم ، صفتى مطلوب و مقصود همچو خصوص است . و خاصّ در موجب خويش قطعى است ، پس عام نيز در موجب خويش قطعى بود . و احتمال تأويل و تخصيص پيش از لحوق دليل مخصّص به عام قادح قطعيّت نيست . چه اين احتمال غير ناشى از دليل است ، و منافى قطعيت ، احتمالى است كه ناشى از دليل بود . بخلاف آنكه عام را دليل خصوص لاحق شود كه حينئذ احتمال تخصيص قادح قطعيت است ؛ چه اين احتمال ناشى از دليل است . زيرا كه چون بعض افراد عام به دليل تخصيص مخصوص
هامش
( 1 ) . احزاب / 40 .