تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس البحرين ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤

فصل ششم در بيان معراج

بدان كه معراج محمّد - عليه السلام - به تن در بيدارى ، حقّ است و ليكن آن از مكّه تا بيت المقدس به نصّ
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى »
« 1 » ثابت شده است . و به اجماع مفسّران مراد از عبد ، محمّد - عليه السلام - است ، و از مسجد اقصى تا ماوراى آن‌چنان‌كه ، جنّت و عرش و كرسى و ديگر مدارج به نصّ
« لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ »
« 2 » و به حديث مشهور ثابت است . و منكر معراج از مكّه تا مسجد اقصى ، به اجماع كافر است . و منكر ماوراى آن ، نزديك بعضى كافر است و نزديك بعضى ضالّ و مبتدع است . سؤال : بشر جسم ثقيل است ، و بر رفتن ثقيل در علو مستبعد است . پس معراج چگونه حقّ بود ؟ جواب : در عادت چنان كه صعود جسم ثقيل در علو مستبعد است ، هبوط جسم هوايى نيز در سفل مستبعد است . پس اگر استبعاد صعود محمّد - عليه السلام - صحيح بود ، استبعاد نزول جبرئيل نيز صحيح باشد . و اين معنى موجب انكار نبوّت است . جواب ديگر : انتقال ابليس در يك لحظه از مشرق تا مغرب و از مغرب تا مشرق بعيد نيست ؛ پس معراج محمّد - عليه السلام - چگونه بعيد بود ؟ و جامع آن است كه الله تعالى چنان كه قادر است بر نقل ابليس در يك لحظه از مشرق تا مغرب و به عكس ، قادر است بر نقل جسم ثقيل از سفل به علو كه ثقل از وى دور كند و او را جسم لطيف گرداند .
هامش
( 1 ) . اسراء / 1 . ( 2 ) . انشقاق / 19 .