( 705 ) - منظور اين است كه مثلا ، « خشك شدن رطوبت » اولا و بالذّات علت « پهن بودن برگ » است و ثانيا علت « ريختن برگ » . بنابراين « ريختن برگ » ذاتا معلول « خشك شدن رطوبت » نيست ، بلكه به واسطهى معلول اصلى ، يعنى : « پهن بودن برگ » ، معلول « خشك شدن رطوبت » است .
( 706 ) - منظور از حكم در اينجا « ثبوت حدّ اكبر براى حدّ اصغر » است . پس در اينگونه موارد شرط تساوى علّت با معلول اين است كه : علّت اولا ، علّت معلول كلّى باشد و ثانيا علّت مواردى كه تحت آن معلول كلّى قرار دارند . چنين علّتى از معلول « اوّل » خود اخص نبوده و بنابراين با آن مساوى و بر آن منعكس است .
( 707 ) - ارجاع ابن سينا ، در اينجا ، به فصل دهم از مقالهى اوّل برهان شفاء است . ابن سينا در اوّل آن فصل كيفيّت عليّت امر اخصّ براى انتاج امر اعم را ، كه در فصل هفتم از مقالهى اوّل برهان شفاء وعده داده بود ، مورد بحث قرار داده است . مثالى كه دراينباره در آن فصل مطرح مىكند اين است كه « حيوانيّت » نمىتواند علّت « جسميّت » باشد زيرا حيوانيّت اخصّ از جسميّت است ؛ امّا ، مثلا ، مىتواند علّت حيوانيّت انسان باشد ، به صورت زير :
انسان حيوان است / و هر حيوان جسم است - بنابراين ، انسان جسم است .
پس علّت اخصّ ، نمىتواند معلولى اعمّ از خود داشته باشد ، امّا امكان دارد كه علّت اخصّ ، علت بودن امر اعمّ در يك موضوع باشد . به همين خاطر ابن سينا در اينجا نوشت : « آنچه اخصّ از معلول است نمىتواند علّت طبيعت حدّ اكبر و معلول بهطور مطلق باشد ، بلكه مىتواند علّت وجود اكبر در تك تك موضوعات باشد ، همانطور كه قبلا توضيح دادهايم . »
( 708 ) - يعنى : « خشك شدن رطوبت » در اصل علت از بين رفتن مانعى است كه مانع افتادن برگ است ، و آن مانع عبارت است از علت واصله ، يعنى : علّتى كه برگ را به درخت وصل مىكند .
( 709 ) - منظور ارسطو است . - يادداشت شمارهى 699 ، بند 2 . مطلب دوّم در اين فصل ، از اينجا آغاز مىشود .
( 710 ) - تقرير خود ارسطو از اين سؤال روشنتر از تقرير ابن سينا است . مىنويسد : « فليت شعرى : قد يمكن ان تكون لشىء واحد بعينه فى لكلّ لا علة واحدة بعينها ، لكن علل مختلفة ، ام لا يمكن » ؟ يعنى : « كاش مىدانستم كه : شىء واحدى از ميان كلّ علّت واحدى نداشته باشد ، بلكه علل مختلف داشته باشد ، يا ممكن نيست ؟ » ( - انولوطيقا الاواخر ؛ 99 الف : 1 - 2 ) .
( 711 ) - يعنى همانطور كه در مثال پاراگراف 807 گفته شد امر جامع فقط يك علّت حقيقى دارد كه با آن مساوى و بر آن منعكس است ؛ امّا موضوعات مختلف واقع در تحت آن امر جامع با آن علت مساوى و بر آن علت منعكس نيستند . حال سؤال اين است : « آيا امكان دارد امر واحد ، علل مختلفى داشته باشد كه هركدام از آن علل با آن امر واحد مساوى و بر آن منعكس باشند » ؟
شارح انولوطيقا الاواخر - كه متأسفانه براى من ناشناس ماند - مثال پاراگراف 807 را بر پرسش اين پاراگراف به شرح زير تطبيق كرده است ( - يادداشت شمارهى 1 ، صفحهى 478 ، منطق ارسطو ، جلد 2 ) :
« ريختن برگ درخت معلول خشك شدن رطوبت است . پرسش ارسطو اين است كه آيا امكان دارد كه ،
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 632
مساهمون: أبو علي سينا
ص٦٣٢