تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
آن طبيعت واحد ، حدّ اوسط قرار داده شود ، در اين صورت است كه علّت با معلول مساوى است و بر آن منعكس است . امّا گاهى معلول ، معلول طبيعت واحد نيست ، مانند « رعد » كه از علّت‌هاى مختلف ، مثل : « بودن باد در ابر » و يا « خاموش شدن آتش در ابر » ، قابليت دارد صادر شود ؛ در اين صورت علت نمىتواند با معلول خود مساوى باشد . ( 694 ) - منظور از « نتيجه » ، در اين عبارت كه « اسباب ، ذاتا علّت نتيجه‌اند » اين است كه حدّ اوسط بايد علّت « ثبوت حدّ اكبر براى حدّ اصغر باشد » نه علّت « خود اكبر » . ( 695 ) - - فصل هفتم از مقاله‌ى اول برهان شفاء . ( 696 ) - يعنى در صورتى كه معلول ، چند علت داشته باشد ، هريك از آن علّت‌ها از آن معلول ، اخصّ خواهند بود ؛ امّا مجموع آن علل مساوى معلول خواهد بود . ولى اگر يك معلول ، علت واحد داشته باشد ، آن علّت مساوى آن معلول بوده و برهم منعكس خواهند بود . ( 697 ) - در اين‌جا منظور از « امر عام » معلول است كه از تك‌تك علت‌ها ، اعمّ است ، امّا با مجموع علّت‌ها مساوى است . ( 698 ) - يعنى فقط علّتى با معلول منعكس است كه در حدّ معلول اخذ مىشود ؛ و مىدانيم كه علّت خاصّ ، در حدّ معلول اخذ نمىشود ؛ بلكه مجموع علل - كه با معلول مساوى است - در حدّ معلول اخذ مىشود . نيز - يادداشت شماره‌ى 696 پيش از اين . ( 699 ) - در اين فصل ، كه فصل نهم از مقاله‌ى چهارم برهان شفاء است ، سه مطلب مورد بحث برار گرفته است : 1 - مطلب اوّل ، دنباله‌ى بحث فصل هشتم از مقاله‌ى چهارم برهان شفاء است . 2 - مطلب دوّم ، اين‌كه آيا امكان دارد كه ، چيز واحد علّت واحد نداشته باشد ؟ - انولوطيقا الاواخر ؛ مقاله‌ى دوّم ، فصل 17 . 3 - مطلب سوّم ، درباره‌ى اين‌كه ، علّت حقيقى همان علّت قريب است . - انولوطيقا الاواخر ، مقاله‌ى دوّم ، فصل 18 . ( 700 ) - منظور سخن ارسطو است . - انولوطيقا الاواخر ؛ 98 ب : 35 - 40 . ( 701 ) - يعنى يك بار با حدّ اوسط قرار دادن « ب » حدّ اكبر را بر حدّ اصغر ثابت كنيم ، و بار ديگر با حدّ اوسط قرار دادن « د » همان حدّ اكبر را بر حدّ اصغر ديگر ثابت كنيم . ( 702 ) - در اين مثال ، براى يك حدّ اكبر واحد ، بيش از يك حدّ اوسط ( يعنى : علّت ) فرض شده است ، بنابراين حد اكبر كه معلول است ، از تك‌تك علّت‌هاى خود ، اعمّ است ( - يادداشت شماره‌ى 696 پيش از اين ) ؛ به همين خاطر ابن سينا نوشت : « معلول اعمّ » . ( 703 ) - يعنى يكى از حدّ اوسطها را . زيرا حدّ اوسط ، علّت ثبوت حدّ اكبر بر حدّ اصغر است ( - يادداشت شماره‌ى 695 و متن مربوط به آن ) . ( 704 ) - منظور ابن سينا اين است كه هرگاه يك معلول معيّن چند علّت داشته باشد ؛ نمىتوانيم وقتى آن معلول را - كه از تك‌تك علّت‌هاى خود ، اعمّ است - موجود فرض كنيم ، يكى از آن علّت‌هاى اخصّ را به صورت انتخابى ، علّت آن معلول بدانيم ؛ بلكه بايد از ميان آن علّت‌هاى اخص ، علّت خاصّ را پيدا كنيم .