2 - آنجا كه نوشته : « لوازم اشياء مركّب از بسائط از طريق حدودشان معلوم است » منظور از حدود ، حدود انواع انواع است .
3 - آنجا كه نوشته : « زيرا حدود و بسائط مبدأ هر چيزاند » منظور از هر چيز ، انواع است .
4 - شارح مىنويسد : « منظور از بسائط در عبارت : « لوازم ذاتا به بسائط . . . » اجناس است . و اجناس را از جهت اضافهى آنها به انواع ، بسائط خوانده است » .
5 - در عبارت « و به چيزهاى ديگر . . . » منظور از چيزهاى ديگر ، انواع و اشخاص است .
با توجه به كلمات خود ارسطو و توضيحات پنجگانهى فوق فهم منظور ارسطو آسان مىشود . عبارت ارسطو به صورت زير درمىآيد : « سپس از ميان چيزهايى كه براى تحديد جمعآورى شدهاند ، بايد معلوم شود كه جنس كدام است ؛ مثلا ، آيا جنس از كميّات است يا از كيفيّات ؟ آنگاه بايد لوازم خاصّ و اوّلى كه بر اجناس قابل حملاند معلوم شود ، زيرا لوازم و مقوّمات جنس انواع اخير از طريق حدود اين انواع روشن مىشود ، به خاطر آنكه حدود مبدأ انواعاند . و مقوّمات جنس ذاتا به اجناس و به خاطر اجناس و به تبع آنها به انواع و اشخاص متعلّقاند » .
بنابراين تفسير ابن سينا در اين پاراگراف از اين فقره درست به نظر مىرسد .
( 661 ) - زيرا حيوان ، خود ، متضمّن حساس است .
( 662 ) - ابن سينا ، همانطور كه از عنوان اين فصل برمىآيد ، در اين فصل حول سه محور بحث مىكند :
( 1 ) سودمندى روش تقسيم در تحديد و تعريف كردن . موادّ اين محور از بحث از فصل 13 مقالهى دوّم انولوطيقا الاواخر ارسطو اخذ شده است .
( 2 ) ادامهى سخن فصل قبل ( فصل ششم ) در خصوص كيفيّت تركيب « حدّ » .
( 3 ) بحث دربارهى كيفيّت تقليل مغالطهى ناشى از اسم مشترك لفظى در تركيب « حدّ » .
( 663 ) - پس تقسيم از سه جهت مىتواند در اكتساب « حدّ » سودمند باشد : ( 1 ) از طريق تقسيم مىتوان صفات اعم و صفات اخصّ را به دست آورد ، و از اين طريق ترتيب حدّ را فهميد : اوّل ، اعمّ و سپس ، اخصّ . ( 2 ) از طريق تقسيم ، فصل با جنس ، فوق خود اقتران مىيابد و مجموع آنها نسبت به آنچه در تحت فصل قرار دارد ، جنس محسوب مىشود . و ( 3 ) هرگاه تقسيم ، تقسيم مستوفى باشد تمام فصول محدود را مىتوان از آن اخذ كرد .
( 664 ) - منظور از « فنّ اول » مدخل منطق است ، كه آن را « ايساغوجى
egogasI
» نيز ناميدهاند . اين فنّ ، افزودهى فرفوريوس صورى
yryhproP
( 3 / 222 - 304 ) بر منطق ارسطو است . ايساغوجى ، به معنى مدخل ، مقدمهاى بر « مقولات » ارسطو است . ابن سينا نيز منطق شفاء را با اين فنّ - كه دربارهى كليّات خمس بحث مىكند - آغاز كرده است .
( 665 ) - - انولوطيقا الاواخر ؛ 97 الف : 6 - 7 . ارسطو مىنويسد : « و ليس تدعو الحاجة بوجه من الوجوه المقسّم و المحدّد الى ان يعلم جميع الموجودات » ، يعنى : « به هيچ وجه ضرورت ندارد كه تقسيمكننده و تحديدكننده تمام موجودات را بشناسد » . اين سخن در پاسخ به كسانى گفته شده است كه گمان كردهاند براى تحديد يك شىء ، و براى به دست آوردن فصل حقيقى آن شىء ، لازم است تمام موجودات را شناخته ، و فرق آنها را با محدود بدانيم .