مقالهى اول ، فصل 9 ) امكانپذير نيست ، و از اينجاست كه « تجربه » معرفت يقينى توليد نمىكند و نمىتواند بكند . اين نكته شايان تأمل فراوان است . آرى من مىپذيرم كه اگر همواره ذاتيات شىء قابل شناختن بود ، نهتنها تحديد شىء امرى مقدور مىبود ، بلكه تجربه هم ، به شرط پرهيز از مغالطهى فوق به همراه فراهم آمدن شرطهاى ديگر لازم در تجربه ، معرفت يقينى توليد مىكرد . امّا در عمل هيچ كدام از اين دو امر مقدور نيست . نيز - يادداشت شمارهى 683 پس از اين .
( 656 ) - در فلسفهى رياضى قديم عدد اوّل دو معنى داشته است : ( 1 ) از هيچ عددى مركّب نباشد و ( 2 ) هيچ عددى عادّ او نباشد ، يعنى : بر هيچ عددى قابل تقسيم نباشد . به معنى اول فقط دو عدد اوّل مىتوانيم داشته باشيم كه عبارتند از : عدد 2 و عدد 3 ؛ زيرا عدد 2 هرچند تركيبى از 1 + 1 است ولى 1 در فلسفه رياضى قديم عدد نيست بلكه مبدأ عدد است . و عدد 3 نيز هرچند مركب از 1 و 2 است : 3 - 2 + 1 ، ولى 1 عدد نيست . امّا بنابراين معنى مثلا عدد 5 ، عدد اوّل نيست ، زيرا مىتوان گفت عدد 5 مركب از عدد 2 و عدد 3 است . - انولوطيقا الاواخر ؛ 96 الف : 35 - 40 .
( 657 ) - به عقيدهى قدما انواع عدد عبارتاند از : 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، . . . و « فرد » و « زوج » عرض لازم انواع عدداند .
( 658 ) - يعنى مجموع آن صفات آخر چيزى است كه تعريف محمول بر عدد سه بر آن ( - مجموع آن صفات ) تقسيم مىشود ( - يادداشت شمارهى 2 استاد عفيفى در صفحه 308 برهان شفاء ) .
( 659 ) - انولوطيقا الاواخر ؛ 96 بك 17 - 20 .
( 660 ) - - انولوطيقا الاواخر ؛ 96 ب : 19 - 24 . عين عبارت ارسطو ، كه ابن سينا معنى آن را در اينجا نقل كرده است ، چنين است :
« ثم بعد ذلك اذا ما اخذ ايّما هو جنسه - مثال ذلك : اترى هو من الكميّات او من الكيفيّات ؟ فلننظر الى لوازمه الخاصيّة بتلك الامور العامّية اوّلا . و ذلك انّ التّى هى لازمة للاشياء المركّبة من غير المتجزئة تكون معلومة من الحدود ، من قبل انّ الحدّ و البسيط هو مبدأ الكلّ ؛ و الاشياء اللّازمة انّما هى موجودة بذاتها للبسائط وحدّها فقط ، و امّا وجودها لتلك الاخر فانّما هو من اجل هذه . »
ترجمه : « سپس از ميان اخذ شدهها ، جنس كدام است - مثلا : آيا آن از كميات است يا از كيفيّات ؟ آنگاه لوازم خاصّى را كه اوّلا بر اين امور عام ( - جنس ) محمول است لحاظ كن . و اين بدين خاطر است كه لوازم اشياء مركّب از بسائط از طريق حدودشان معلوم است ، زيرا حدود و بسائط مبدأ هر چيزاند ؛ و لوازم ذاتا به بسائط و حدّ آنها متعلّق است ، و به چيزهاى ديگر به خاطر بسائط تعلّق دارند » .
استاد عبد الرّحمن بدوى در يادداشتهاى صفحهى مربوط به اين فقرهى نقل شده ( - منطق ارسطو ، ج 2 ، ص : 464 ) توضيحاتى از شارح را - كه متاسفانه يا ايشان در مقدمهى عمومى خود به منطق ارسطو اين شارح را نشناساندهاند ، و يا براى من معلوم نشد - و يا به عنوان اينكه در روى كلمات در نسخهى خطى آمدهاند ، آورده است . من براى فهم مقصود ارسطو از اين فقره ، نيز براى فهم تفسير و قضاوت ابن سينا دربارهى آن ، آن توضيحات را عينا در اينجا مىآورم :
1 - « لوازم اشياء مركب » - شارح مىنويسد : « منظور از « لوازم » ، چيزهايى است كه جنس را قوام مىبخشند ، و منظور از « اشياء مركب از بسائط » انواع انواع است . گويى ارسطو مىگويد : اشيائى مركّباند كه از طريق نوع تجزيهپذير نباشند » .
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 626
مساهمون: أبو علي سينا
ص٦٢٦