( 391 ) - روشن است وقتى حدّ اوسط مناسب است حمل آن بر موضوع مناسب ، همواره قضيّهى موجبهى كليّهى صادق توليد مىكند ، و سلب آن از موضوع مناسب همواره قضيّهى سالبهى كليّهى كاذب توليد مىكند .
امّا اگر حدّ اوسط نامناسب باشد ، سلب آن از يك موضوع مفروض فقط مىتواند قضيّهى سالبهى جزئيّهى كاذب توليد كند . به همين جهت ، ابن سينا ، خاطر نشان مىكند كه اگر كذب يك قضيّه كذب جزئى باشد حدّ اوسط مىتواند نامناسب باشد .
( 392 ) - اگر با اين شقّ و فرضهاى يادداشت شمارهى 389 قياسى تأليف شود ، خواهيم داشت :
( قياس اول ) : هيچ ب ج نيست ،
هر ج الف است ؛
هيچ ب الف نيست .
در اين قياس از آنجا كه مقدّمهى صغرى سالبه است ، پس حدّ اوسط مناسب نيست ( - يادداشت شمارهى 388 و 380 پيش از اين ) . از سوى ديگر نتيجهى اين قياس صادق است ، زيرا با فرض شمارهى ( 3 ) يادداشت شمارهى 389 سازگار است ؛ امّا اگر « هر دو مقدمه به ايجاب كلّى برگردانده شوند » نتيجهى قياس كاذب خواهد بود ؛ زيرا با برگرداندن مقدمات به صورت موجبه مقدّمهى صغرى چنين خواهد بود : « هر ب ج است » ، و قياس به صورت زير تأليف خواهد شد :
( قياس دوّم ) : هر ب ج است ،
هر ج الف است ؛
هر ب الف است .
و نتيجهى اين قياس با فرض ( 3 ) يادداشت شماره 389 ناسازگار است ، بنابراين كاذب است .
پس با توجه به فرضهاى يادداشت شماره 389 ، هرگاه قياسى با دو مقدّمهى موجبه و حدّ اوسط نامناسب تأليف شود ، نتيجهى آن كاذب خواهد بود .
( 393 ) - منظور متن مربوط به يادداشت شمارهى 389 پيش از اين است . به ازاى ب - حيوان ، و ج - علم ؛ و الف - موسيقى داريم :
هر حيوان علم است / و هر علم موسيقى است - هر حيوان موسيقى است .
در اينجا صغرى كاذب است ، زيرا صغرى به ازاى حيوان - ب ، و علم - ج - با فرض شمارهى ( 2 ) ، در يادداشت شماره 389 و متن مربوط به آن ، كه صدق آن مفروض است ناسازگار است .
( 394 ) - اين مثال به متن مربوط به يادداشت 391 مربوط است . در آنجا گفته شده بود كه صغرى صادق و كبرى كاذب باشد ، ولى كذب كبرى ، كذب جزئيه باشد . به ازاى ب - موسيقى ، و ج - علم ، و الف - مناظر داريم :
هر موسيقى علم است / و هر علم ، مناظر است - هر موسيقى ، مناظر است .
در اين قياس ، مقدّمهى صغرى صادق ولى مقدّمهى كبرى به صورت جزئيه كاذب است ؛ زيرا هر علم ، علم مناظر نيست ، بلكه بعضى از علم ، علم مناظر است . نتيجهى اين قياس نيز كاذب است ؛ و البته حدّ اوسط در اين قياس ، نامناسب است .
( 395 ) - اين مثال به متن مربوط به يادداشت 392 مربوط است . به ازاى : موسيقى - ب ، و مناظر - ج ، و حيوان -
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 580
مساهمون: أبو علي سينا
ص٥٨٠