تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
هر انسان ممكن و صحيح است كه راه مىرود / هرآنچه ممكن و صحيح است راه رود حيوان است - پس هر انسان حيوان است . اين قياس ، بالفعل يك قياس ضرورى نيست ، زيرا قضاياى آن قضاياى وجوديه است ؛ با اين‌حال بالقوه يك قياس ضرورى است . زيرا قضيه‌ى وجوديه در حكم قضيه‌ى ضرورى است ( به يادداشت 235 و متن مربوط به آن مراجعه كنيد ) . ( 238 ) - در اين پاراگراف به اين مطلب پرداخته است كه همان‌طور كه در كتاب « قياس » گفته شده است امكان ندارد از مقدّمات كاذب و غير ضرورى ، از آن جهت كه كاذب و غير ضرورى هستند ، نتيجه‌ى صادق و ضرورى توليد شود - اگر چنين نتيجه‌اى توليد شود ، صدق و ضرورت آن از مقدمات مورد بحث حاصل نشده است و حتما از يك قياس ديگر حاصل شده است . ( به پيش از اين ، يادداشت شماره 233 مراجعه كنيد ) . ( 239 ) - ابن سينا ، اينك ، در اين پاراگراف اصلى را مطرح مىكند كه بدون استثناء در تمام استدلال‌هاى منطقى جريان و حاكميت دارد و آن اين است كه : « از مقدّمات صادق و ضرورى ، هرگز نتايج كاذب و غير ضرورى توليد نمىشود . » اين اصلىترين دستور بازشناختن برهان‌هاى درست
) ssendnuos (
از برهان‌هاى نادرست
) tnemugra ssendnuosnu (
است . اى . جى . لمون
) nommeL . J . E (
در كتاب بسيار سودمند خويش موسوم به آغاز منطق
) cigoL gninnigeB (
مىنويسد : « ارتباط اصلى بين برهان‌هاى درست و نادرست از يك سو و صدق و كذب قضاياى تشكيل‌دهنده‌ى آن‌ها از سوى ديگر چنين است : اگر تمام مقدمات يك برهان صادق باشند و نتيجه‌ى برهان كاذب باشد ، آن برهان درست نيست . شرط ضرورى استدلال درست اين است كه مقدمات صادق همواره نتيجه‌ى صادق توليد كنند . »
, 8891 , A . S . U , ynapmoC gnihsilbuP ttckcaH , cigoL gninnigeB , nommeL . J . E [ ] . 2 . P
( 240 ) - اين‌كه نوشت : « به يكى از دو وجه ، ذاتى نيز باشند » ، منظور دو نوع ذاتى است : ( 1 ) ذاتى باب برهان و ( 2 ) ذاتى باب ايساغوجى . ( 241 ) - براى « ضروريات غريبه » به يادداشت 230 و متن مربوط به آن مراجعه كنيد . ( 242 ) - به پس از اين ، فصل 8 از مقاله‌ى دوّم مراجعه كنيد . ( 243 ) - منظور مبادى تصديقيّه است . ( 244 ) - به عقيده‌ى ابن سينا مبادى تصديقيّه‌ى يك علم ( 1 ) يا بديهىاند و ( 2 ) يا در علم ديگر اثبات مىشوند . به‌هرحال ، مبادى تصديقيّه‌ى يك علم در خود آن علم اثبات نمىشوند . امّا آن دسته از مبادى كه در علم ديگر اثبات مىشوند خود دو دسته‌اند : ( 1 ) يا در علم برتر از آن علم اثبات مىشوند ، مانند برخى از مبادى علم طبيعى كه در فلسفه‌ى اولى ( ما بعد الطبيعه ) اثبات مىشوند ، مثل اصل عليّت عام . و ( 2 ) يا در علم فروتر از آن علم اثبات مىشوند ، مانند برخى از مقدّماتى كه در علم طبيعى اثبات مىشوند و در فلسفه‌ى اولى به عنوان اصل موضوع به كار مىروند ؛ به عقيده‌ى ابن سينا اين شق بسيار نادر است .
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 548 | أبو علي سينا / قوام صفرى