تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
همان‌طور كه در يادداشت شماره‌ى 100 گفتيم تجربه خودبه‌خود اين امكان را نفى نمىكند كه در مورد اسهال صفرا توسط سقومونيا ، امرى دخالت داشته باشد كه از مطلق سقومونيا اخصّ است . زيرا اگر تجربه اين امكان را نفى مىكرد لازم بود با قياس ديگرى همراه شود كه آن قياس اولا غير از قياس خفى است كه همواره جزء تجربه است و ثانيا ثابت كند كه در اين‌جا اسهال صفراء ناشى از امرى نيست كه از مطلق سقومونيا اخصّ باشد . بنابراين حاصل كلام ابن سينا در اين بند اين است كه ما در تجربه به حاق واقعيّت و علّت اصلى حكم دست نمىيابيم و درست به همين دليل است كه تجربه از آن جهت كه تجربه است فقط توليد يقين مشروط مىكند ، نه يقين مطلق و غير مشروط ! ( 102 ) - اين آخرين نتيجه‌اى است كه ابن سينا از بحث خود درباره‌ى استقراء ناقص و تجربه اخذ مىكند ، و انصافا بر صاحبان انديشه پوشيده نيست كه دقّت ابن سينا در اين مسأله شايسته‌ى هرگونه تعمق و قدردانى است . ( 103 ) - چنانچه ملاحظه شد ، ابن سينا در اين فصل به استقراء و مشكل موجود در آن پرداخته است ، بنابراين مشكل استقراء كه در دو قرن اخير به صورت كاملا جدّى - و حتّى براى برخى از انديشمندان به صورت كاملا فكرسوز - مطرح شده است ، مشكلى است كه از زمان خود ارسطو مطرح بوده است و براى اوّلين بار توسط ارسطو و منطق‌دانان و فلاسفه‌ى مسلمان تلاش‌هايى براى حلّ آن صورت گرفته است . راه حل ارسطو و پس از وى ، ابن سينا درباره‌ى مشكل استقراء منطقا مشكل مزبور را حلّ نمىكند ! استاد شهيد سيد محمدّ باقر صدر در كتاب وزين خود موسوم به « الاسس المنطقية للاستقراء » اين راه حل را به دقّت مورد بررسى قرار داده و اعتراضاتى اساسى بر آن وارد ساخته است . شهيد صدر ره خود در كتاب مزبور راه حلّى براساس نظريه‌ى احتمالات براى حل مشكل فوق ارائه داده است كه همان‌طور كه استاد دكتر عبد الكريم سروش خاطر نشان كرده است ( - دكتر عبد الكريم سروش ، تفرج صنع ، انتشارات سروش ، تهران ، 1366 ، مقاله‌ى : مبانى منطقى استقراء از نظر شهيد آية اللّه محمد باقر صدر ، صفحات 67 - 426 . ) نتوانسته است به حل مشكل استقراء راه يابد . با اين‌حال ابن سينا در اين فصل حقايق بسيارى را درباره‌ى تجربه و علوم تجربى روشن كرده است ، و اين فصل شايسته‌ى هرگونه تأمل است . ( 104 ) - - فصل هفتم از مقاله‌ى اول . ( 105 ) - تا اين‌جا تقرير همان اشكالى است كه در فصل هفتم از مقاله‌ى اوّل مطرح شده است . ( - ذيل يادداشت شماره‌ى 69 . ) ( 106 ) - اين اشكال جديدى است كه ابن سينا در اين‌جا مطرح مىكند ، خلاصه‌ى اين اشكال چنين است : جزء را نمىتوان بر كلّ حمل كرد ، همان‌طور كه نمىتوان گفت : « دو ، يك است » ، زيرا يك جزو دو است . ( 107 ) - اين مطلب پس از اين در فصل پنجم از مقاله‌ى چهارم مورد بحث قرار خواهد گرفت . ( 108 ) - اين لحاظ ، همان اعتبار به شرط لا است . ( 109 ) - يعنى به شرط لا لحاظ و اعتبار شود . ( 110 ) - يعنى مثلا حيوان وقتى لا به شرط اخذ مىشود ، حتى در اين صورت نيز ضرورتا معانى تغذيه ، حس و حركت در آن لحاظ مىشود ، امّا در مورد معانى ديگر ، نه وجودشان و نه عدمشان ، بايد گفت كه هيچ