زيرا بهگونهاى كه زوال آن ممكن نباشد حاصل نشده است . 505 و اعتقاد به چيزى كه فلان صفت را داراست ، ولى اعتقاد ديگرى به صورت بالفعل با آن همراه نيست ، بلكه به صورت بالقوه با آن همراه است - و هرگاه به آن توجه داده شود ، اين اعتقاد حاصل مىشود كه ممكن نيست آن چيز داراى فلان صفت نباشد . و اعتقاد دربارهى اينكه آن چيز داراى فلان صفت نيست - و اين نوع اعتقاد ، جهل است و با علم در تضاد بوده و با آن مشاركت ندارد . 506
( 606 ) لكن اعتقاد أنه يمكن ألا يكون كذا إما أن يعتقده فى الموجود كذا الذى ليس من شأنه ألا يكون إلا كذا ، أو فى الموجود كذا و من شأنه ألا يكون كذا . و كل واحد من هذين بالحرى أن يسمى ظنا . و الأول منهما فإنه ظن صادق مركب بجهل مضاد . و أما الموجود كذا و من شأنه ألا يكون كذا ، و الاعتقاد فيه أنه كذا مع الاعتقاد أن من شأنه ألا يكون ، إن كان لا كونه على أنه جائز فى نفسه - لكن الوجود قد غلب - أو جائز فى وقت آخر ، فهذا نوع من العلم ليس ظنا . و لكنه إن وقع بما يوجبه كان يقينا ما بالشىء على ما هو به . و إن كان على أنه يرى و يحكم أنه موجود ، و يخطر بالبال عسى ألا يكون موجودا عند ما يفرضه موجودا ، حتى يجوز أن يكون اعتقاد وجوده حين يضعه موجودا كاذبا - فهو الظن الصادق المطلق الذى ليس فيه تركيب بجهل مضاد ، بل بجهل بسيط : إذ لا بد فى كل ظن من جهل .
( 606 ) لكن اعتقاد به اينكه آن چيز ممكن است داراى فلان صفت نباشد ، يا دربارهى موجودى است كه شأنيت آن اين است كه حتما آن صفت را داشته باشد ، و يا دربارهى موجودى است كه شأنيت آن اين است كه آن صفت را نداشته باشد . و هريك از اين دو مورد شايسته است كه ظنّ ناميده شود . 507 مورد اول مركب است از ظنّ صادق و جهل متضاد با آن . اما اگر دربارهى موجودى كه فلان صفت را دارد ولى شأنش اين است كه آن را نداشته باشد ، اعتقاد داشته باشيم كه فلان صفت را دارد ، نيز اعتقاد داشته باشيم كه شأنش اين است كه آن را نداشته باشد ، اگر نداشتن آن صفت فى نفسه يا در وقتى از اوقات اصلا جايز باشد - لكن در واقعيت آن صفت را غالبا داشته باشد - اين اعتقاد نوعى از علم است و ظنّ محسوب نمىشود . 508 لكن اگر اين اعتقاد به سبب علتى كه آن را ايجاب كرده است حاصل شده باشد ، در اين صورت يك اعتقاد يقينى است و مطابق با واقع است . و اگر شخص همينطورى حكم مىكند كه آن چيز موجود است ، ولى اين توجه را داشته باشد كه چهبسا موجود نباشد ، و به اين ترتيب كذب اعتقاد خود را جايز بداند - در اين صورت اين اعتقاد يك ظنّ صادق مطلقى است كه با جهل
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 376
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٧٦