الذاتى قد يقال أولا ، و قد يقال غير أول . فإذا كان الشىء محمولا على كلية الموضوع مثل الجنس و الفصل و العرض اللازم فإنما يكون أوليا له إذا كان لا يحمل أولا على شىء أعم منه حتى يحمل بتوسط ذلك الشىء عليه . فإنّا إذا قلنا « كل إنسان جسم » فإن الجسم ليس أوليا للإنسان : لأن الجسم يحمل على الحيوان فيكون حمله على الحيوان قبل حمله على الإنسان . فلا يتوقف حمله على الحيوان أن يكون محمولا على الإنسان . و لا يحمل على الإنسان إلا و قد حمل على الحيوان . و الشىء الذى يكون لشىء و لم يكن لآخر ، لا يكون للآخر إلا و قد كان له ، فهو للشىء أولا و قبل كونه للآخر .
فصل سوّم در كلى بودن مقدمات برهان و معنى « اوّلى » و اتمام سخن دربارهى « ذاتى »
( 200 ) در كتاب « قياس » كلى بر آنچه كه بر همهى افراد صادق است گفته مىشود ، هرچند در همهى زمانها صادق نباشد . و در كتاب « برهان » ، كلى بر محمولى گفته مىشود كه علاوه بر صدق آن بر همهى افراد ، در همهى زمانها نيز ، كه موضوع شرط ذكر شدهى خود را دارد ، صادق باشد . گاهى مفاهيم « مقول على الكل » و « كلّى » در كتاب « برهان » با همديگر اختلاف پيدا مىكنند ، به اين معنى كه « كلّى » در كتاب « برهان » عبارتست از آنچه كه بر همهى افراد در همهى زمانها صادق بوده و علاوه بر اين ، اوّلى نيز باشد . پس با جمع اين سه شرط ، كلى مىگردد . و هريك از دو نوع ذاتى ، گاهى اوّلى و گاهى غير اوّلى است . زيرا هرگاه چيزى مانند جنس و فصل و عرض لازم محمول همهى افراد موضوع باشد ، اين محمول فقط زمانى براى آن موضوع اوّلى خواهد بود كه قبلا بر چيزى اعم از موضوع حمل نشده باشد ، تا اينكه به واسطهى اين چيز اعم بر موضوع مذكور حمل شود . وقتى مىگوييم : « هر انسان جسم است » در واقع جسم براى انسان اوّلى نيست : زيرا جسم بر حيوان حمل مىشود و حمل آن بر حيوان قبل از حمل آن بر انسان است . پس حمل جسم بر حيوان بر محمول بودن آن بر انسان متوقّف نيست و جسم بر اسنان حمل نمىشود ، مگر اينكه قبل از آن بر حيوان حمل شود . و چيزى كه براى چيزى است ولى براى ديگرى نيست ، بر چيز سوّم حمل نمىشود ، مگر آنكه ابتدا بر چيز دوّم حمل شود ، زيرا آن چيز براى چيز دوّم قبل و اوّل از بودنش براى چيز سوم است .