اشتباه مىشود ، و فرق بين اين دو آن است كه گاهى حكم منسأ دانسته شده است » .
اينكه گفته : « شايد معتقد بوده كه خبر واحد است » درست نيست ، چونكه به جز صحيح آمده كه آن را از پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم دريافت كرده است .
و حاكم از طريق كثير بن الصّلت آورده كه گفت : زيد بن ثابت و سعيد بن العاص مصحف را مىنوشتند ، پس بر اين آيه گذشتند ، زيد گفت : شنيدم رسول خدا صلّى اللّه - عليه ( و آله ) و سلّم مىگفت : « الشيخ و الشيخة اذا زنيا فارجموها البتّه » ، پس عمر گفت : وقتى نازل شد به خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم آمدم و عرض كردم :
آن را بنويسم ؟ انگار آن را اكراه داشت ، پس عمر گفت : آيا نمىبينى كه اگر پيرمرد زنا كند ولى محصن نباشد تازيانهاش مىزنند ، و جوان اگر زناى محصن مرتكب شود سنگسار مىگردد ! ابن حجر در شرح منهاج گفته : از اين حديث استفاده مىشود سبب نسخ تلاوت آن چيست ؛ زيرا كه بر خلاف ظاهر عموم آن عمل مىگردد .
مىگويم : نكتهء خوبى در اين باره به خاطرم رسيده ، اينكه سبب آن آسان گرفتن بر امّت است كه تلاوتش شهرت نيابد و در مصحف نوشته نشود ، هر چند كه حكم آن باقى است ؛ زيرا كه اين سنگينترين و سختترين أحكام و خشنترين حدود است ، و در آن اشاره به استحباب پنهان كردن و پرده افكندن بر زشتيها مىباشد .
و نسايى آورده : مروان بن حكم به زيد بن ثابت گفت : آيا اين را در مصحف نمىنويسى ؟ گفت : آيا نمىبينى كه دو جوان ازدواج كرده [ اگر زنا كنند ] سنگسار مىشوند ! اين را مذاكره كرديم پس عمر گفت : من اين كار را انجام مىدهم ، پس عرضه داشت : اى رسول خدا آيهء رجم را برايم بنويس فرمود : نمىتوانم [ نمىتوانى ] .
اينكه گفت : « برايم بنويس » يعنى : اجازهام بده تا بنويسم ، يا زمينهء نوشتن را برايم فراهم ساز .
و ابن الضريس در فضائل القرآن از يعلى بن حكيم ، از زيد بن أسلم آورده كه عمر براى مردم سخنرانى كرد پس گفت : در مورد رجم شك نكنيد كه آن حق است ، و بتحقيق كه سعى كردم آن را در مصحف بنويسم ، از أبىّ بن كعب پرسيدم ، پس گفت : مگر نه به سوى من آمدى در حالى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم درخواست آموزش آن را داشتم ، پس به سينهام زدى و گفتى : از او مىخواهى به تو آيهء رجم را بياموزد ، در حالى كه بسان شتران برمىجهند ! ابن حجر گفته : در اين
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: جلال الدين السيوطي
ص٨٧