و ابن النقيب قول پنجمى نيز حكايت كرده كه : ظاهرش همان معانى است كه براى أهل علم به ظاهر آشكار شده ، و باطنش اسرارى است كه خداوند صاحبان حقايق را بر آنها مطلع نموده است .
و معنى فرمودهء پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) : « هر حرفى حدّى دارد » يعنى نهايتى در آنچه خداوند از معنى آن اراده فرموده . و بقولى : براى هر حكمى مقدارى از ثواب و عقاب هست . و اينكه فرموده : « و هر حدّى جاى درآمدنى هست » اينكه هريك از معانى پيچيده و أحكام را جاى برآمدنى است كه با آن به شناخت آنها مىتوان رسيد ، و مراد از آن را آگاهى مىدهد .
و بقولى : هر چه از ثواب و عقاب استحقاق دارد هنگام جزا در آخرت بر آن مطلع مىگردد .
و بعضى گفتهاند : ظاهر آن تلاوت ، و باطنش فهم معانى ، و حدّ أحكام حلال و حرام ، و مطلع نزديك شدن و برآمدن بر وعده و وعيد مىباشد .
مىگويم : مؤيد اين روايتى است كه ابن أبى حاتم از طريق ضحّاك از ابن عبّاس آورده كه گفت : قرآن شعبهها و فنون ، و ظهرها و بطونى دارد ، عجايب آن پايان نمىيابد ، و به آخر آن دست نمىرسد ، پس هركس با ملايمت در آن وارد شود نجات يافته ، و هر آنكه با خشونت و عنف در آن سير كند سقوط مىنمايد ، أخبار و أمثال ، و حلال و حرام ، و ناسخ و منسوخ ، و محكم و متشابه ، و ظهر و بطن دارد ، ظهر آن تلاوتش مىباشد ، و بطن آن تأويل ، پس با آن با علما همنشين شويد ، و به آن از سفها بپرهيزيد .
و ابن سبع در كتاب شفاء الصدور گويد : از ابو الدرداء وارد شده كه گفت : مرد به كمال فقه نرسد تا اينكه براى قرآن وجوهى قرار دهد .
و ابن مسعود گفته : هركس علم اوّلين و آخرين را مىخواهد بايد كه در قرآن كاوش كند .
وى گويد : و اينكه اين دو ( صحابى ) گفتهاند تنها با تفسير ظاهر حاصل نمىشود .
و يكى از علما گفته : هر آيهاى شصت هزار فهم دارد ، و اين دلالت مىكند بر اينكه در فهم معانى قرآن جايگاه وسيع ، و فضاى پهناورى هست ، و منقول از ظاهر تفسير است ولى درك قرآن به نقل پايان نمىگيرد ، و در ظاهر تفسير بايد به شنيدن
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 582
مساهمون: جلال الدين السيوطي
ص٥٨٢