تذكّر :
از جمله مسائل فهم شناخت تفاسير واردشده از صحابه بر أساس قرائت مخصوص مىباشد ؛ چون گاهى از آنها دو تفسير دربارهء يك آيه مىرسد كه با هم مختلف مىباشند ، پس گمان مىشود كه اختلاف است و حال آنكه اختلاف نيست ؛ بلكه هر تفسيرى بنا بر يك قرائت است ، و گذشتگان متعرض اين نوع شدهاند ، ابن جرير دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا )
« 1 » از طرق ابن عباس و غير او آورده كه : « سكّرت » به معنى « بسته شد » مىباشد ، و از طرق ديگرى آمده كه به معنى : « گرفته شد » است .
سپس از قتاده آورده كه گفت : هركس « سكّرت » به تشديد بخواند يعنى :
« بسته شده » ، و هركس « سكرت » بخواند يعنى : « جادو شده » است .
و اين جمع از قتاده نفيس و جالب است . و مثل اين است فرمودهء خداى خداى تعالى :
( سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ )
« 2 » . ابن جرير از حسن آورده كه همان است كه به شتران مىمالند .
و از طرق ديگرى از او و غير او آورده كه مس ذوب شده است . و اينها دو قول نيستند ، بلكه دوّمى تفسير قرائت : « من قطر آن » به تنوين « قطر » كه مس است و « آن » سخت گداخته ، چنان كه ابن أبى حاتم اينچنين از سعيد بن جبير آورده است .
و مثالهاى اين نوع بسيار است كه كتاب أسرار التنزيل ما متعهد بيان آن است ، و در مدتى پيش بنابراين مبنى اختلافى كه از ابن عبّاس و ديگران در تفسير آيه : ( أو لامستم ) وارد شده تخريج كردهام كه آيا اجماع است يا دست ماليدن ؟ كه اوّلى تفسير قرائت ( لامستم ) و دوّمى تفسير قرائت : ( لمستم ) و اختلافى در بين نيست .
فايده :
شافعى - رضى اللّه عنه - در مختصر البويطى گفته : تفسير متشابه جز با سنّتى از
هامش
( 1 ) حجر ، 15
( 2 ) ابراهيم ، 50