تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
و اسرارى است كه به خود اختصاص داده از قبيل معرفت كنه ذاتش و غيبهايش كه جز خداوند كسى آنها را نمىداند ، كه به اجماع به هيچ وجه در اين باره نبايد كسى سخن بگويد . گونهء دوم : آنچه خداوند پيغمبرش را آگاه ساخته از أسرار كتاب مجيدش ، و به آن حضرت اختصاص داده ، و در اين مورد سخن گفتن جز براى آن جناب صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم ، يا كسى كه به او اجازه فرموده جايز نيست ، وى گفته : اوايل سور از همين قبيل است ، و بقولى : از قسم أوّل مىباشد . گونهء سوّم : علومى است كه خداوند به پيغمبرش آموخته ، و معانى آشكار و پنهانى كه در كتابش سپرده به آن حضرت تعليم كرده ، و دستور داده كه به مردم آموزش دهد ؛ و اين بر دو قسم است : يكى جز از طريق حديث جايز نيست درباره‌اش سخن گفت ، و آن أسباب نزول و ناسخ و منسوخ و قرائتها و لهجه‌ها و قصه‌هاى أمم گذشته ، و خبرهاى حوادث آينده ، و امور حشر و معاد مىباشد . و قسم ديگر از راه نظر و استدلال و استنباط و استخراج از ألفاظ بدست مىآيد ، و آن دو بخش است ، بخش أوّل : در جايز بودنش اختلاف شده ، و آن تأويل آيات متشابه در مورد صفات است ، و بخش ديگر مورد اتّفاق است ، و آن استنباط أحكام اصلى و فرعى و إعرابى مىباشد ؛ چونكه مبناى اينها بر مقياسها و معيارهاى خاصى است ؛ و همين‌طور است فنون بلاغت و أنواع مواعظ و حكمتها و اشارات كه استنباط آنها ممنوع نيست ، و استخراج آنها براى كسانى كه اهليّت داشته باشند مانعى ندارد . سخن ابن النقيب به اختصار پايان يافت . و ابو حيّان گفته : بعضى از معاصرين بر آنند كه علم تفسير ناچار از نقل است ، و در فهم معانى تركيب آن بايد به أمثال مجاهد و طاوس و عكرمه سند يافت ، و درك آيات بر اين أمر متوقف است . وى گفته : ولى چنين نيست « 1 » . و زركشى پس از نقل اين مطلب گفته : حق آن است كه قسمتى از علم تفسير متوقف بر نقل است مانند سبب نزول و نسخ و تعيين مبهم و بيان مجمل . و قسمتى ديگر متوقف بر نقل نيست ، و اطمينان يافتن بر آن به وجه معتبر كفايت مىكند ، و
هامش
( 1 ) مقدمهء تفسيرش ، ج 1 ، ص 5 كه با اختصار و تصرف نقل شد ، و صاحب برهان هم در ج 2 ، ص 171 آن را نقل كرده .
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 577 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم