تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
تدبّر در كلام بدون فهم معانى آن ممكن نيست . و نيز بر خلاف عادت است كه عده‌اى كتابى در يكى از فنون علم مانند طب و حساب بخوانند ولى از شرح و توضيح آن نپرسند ، تا چه رسد به كلام خداوند كه حفظ آنهاست و به آن نجات و سعادت و برپايى دين و دنياى آنها مىباشد ! و لذا نزاع در تفسير قرآن بين صحابه بسيار كم است ، و اين اختلاف هر چند كه در بين تابعين بيش از صحابه بوده ولى نسبت به بعد از آنها كم است . و در ميان تابعين كسانى بوده‌اند كه تمام تفسير را از صحابه فراگرفتند ، و چه بسا در بعضى موارد با استنباط و استدلال سخن مىگفتند ، و اختلاف در بين سلف اندك است ، و بيشتر اختلافاتى كه در بين آنها واقع شده اختلاف در نوع بيان است نه اختلاف تضادّى ؛ و آن دو گونه است : يكى : اينكه هر كدام تعبيرى از مقصود بياورد كه غير از تعبير ديگرى باشد ، و بر معنايى دلالت كند كه غير از معنى ديگرى است با اينكه مسمى در هر دو متحد و يكى باشد ، چنان كه « صراط مستقيم » را بعضى به قرآن - يعنى پيروى از آن - و بعضى ديگر به اسلام تفسير كرده‌اند ، كه هر دو قول با هم متفق مىباشند ، زيرا كه دين اسلام همان پيروى از قرآن است ، ولى هر كدام وصفى را تذكر داده به غير ديگرى ، چنان كه لفظ « صراط » هم وصف سومى را مىرساند . و همچنين است قول به اينكه : سنّت و جماعت است ، و يا قول به اينكه : آن طريق عبوديّت و بندگى است ، و قول به اينكه : اطاعت خدا و رسول او است ، و مانند اينها ، كه تمامشان به يك ذات اشاره كرده‌اند ، ولى هريك از آنان يكى از اوصاف آن را آورده است . دوم : اينكه هر كدام از آنها بعضى از أنواع اسم عام را به صورت مثال و توجه دادن شنونده بر نوع ، نه به نحو بيان حدّى كه در عموم و خصوص خود مطابق محدود باشد ، مثال اين چنان است كه دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( ثُمَّ - أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا . . . )
« 1 » نقل شده ، كه معلوم است عنوان « ظالم لنفسه » شامل تضييع‌كنندهء واجبات و مرتكب محرّمات - هر دو - مىشود ، و « مقتصد » شامل عمل‌كننده به واجبات و ترك‌كنندهء محرّمات مىگردد ، و « سابق » اضافه بر آن
هامش
( 1 ) فاطر ، 32