و آنان كه به خاطر ما تلاش كردند به راههاى خود هدايتشان كنيم ) و در صورتى مقصدش خالص مىگردد كه در دنيا زهد ورزد ، زيرا كه اگر در آن رغبت و تمايل داشته باشد ايمن نماند از اينكه با دست زدن به آن به سراشيبى غرضى واقع شود كه راه صواب و درستى را بر او ببندد ، و عملش را بفساد كشاند ، و كمال اين شرايط به آن است كه به أبزار إعراب مجهّز باشد ، بهطورىكه اختلاف وجوه كلام بر او مشتبه نشود ، زيرا كه اگر در بيان از وضع لغت و زبان بيرون رود - پا به طور حقيقت يا مجاز - پس تأويل آن تعطيل كردن و باطل نمودنش مىباشد .
و بعضى را ديدم كه فرمودهء خداى تعالى :
( قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ )
« 1 » را تفسير مىكند كه : پيوسته كلمهء « اللّه » را بر زبان جارى كن ، و اين كردن نفهميده كه خبر در اين جمله حذف گرديده ، و تقدير : اللّه انزله مىباشد » . سخن ابو طالب در اينجا پايان يافت .
و ابن تيميّه در كتابى كه در اين نوع تأليف كرده گفته است : بايد دانست كه پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم براى اصحاب خود معانى قرآن را بيان فرموده چنان كه ألفاظ آن را بر ايشان بيان داشته است ، پس فرمودهء خداى تعالى :
( لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
- تا براى مردم آنچه بر آنها نازل شده بيان نمايى « 2 » هر دو را شامل مىشود ، و ابو عبد الرحمن سلمى گفته : كسانى كه قرآن را قرائت مىكردند - مانند عثمان بن عفّان و عبد اللّه بن مسعود و ديگران - برايمان گفتند كه هرگاه از پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم ده آيه مىآموختند از آنها نمىگذشتند تا اينكه علم و عمل آنها را فرا مىگرفتند ، مىگفتند : پس قرآن را با علم و عمل به آن ياد گرفتيم ، لذا مدّتى در حفظ سوره مىماندند .
و أنس گفته : « چنان بود كه هرگاه كسى سورة البقرة و آل عمران را مىخواند در چشم ما بزرگ مىشد » اين را احمد در مسند خود روايت كرده است .
و ابن عمر بر حفظ سورة البقرة هشت سال پايدارى كرد ، چنان كه در الموطّأ آمده ، و اين بدان جهت است كه خداوند فرموده :
( كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ
- [ اين قرآن ] كتابى مبارك است كه بر تو فرستاديم تا آياتش را تدبّر كنند « 3 » ، و نيز فرموده :
( أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ
- آيا قرآن را تدبّر نمىكنند « 4 » و
هامش
( 1 ) أنعام ، 91
( 2 ) نحل ، 44
( 3 ) ص ، 29
( 4 ) نساء ، 82