تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
حسنات را با واجبات انجام داده ، پس « مقتصدون » اصحاب يمين هستند ، و « سابقون » پيشروان كه مقرّبين مىباشند . و هريك از مفسرين اين را در يكى از انواع طاعتها مىآورد ، مثل اينكه گفته شده : « سابق » كسى است كه نماز را اوّل وقت بخواند ، و « مقتصد » كسى كه در اثناى وقت بجاى آورد ، و « ظالم لنفسه » آنكه نماز عصر را تا هنگام زردى خورشيد عقب مىاندازد ، يا ديگرى گويد : « سابق » احسان‌كننده‌ها به اضافه زكات ، و « مقتصد » كسى كه فقط زكات واجب را ادا كند ، و « ظالم » منع‌كنندهء زكات است . گفته : و اين دو گونه روشى كه در تفسير گفتيم ؛ گاهى به جهت تنوّع أسماء و صفات ، و گاهى به خاطر ذكر بعضى از انواع مسمّى مىباشد ، كه در تفسير پيشينيان أمت غالبا چنين است كه گمان مىرود مختلف است . و از جمله اختلافاتى كه از آنها موجود است مواردى است كه لفظ هر دو معنى را محتمل باشد ؛ يا از جهت اينكه در لغت مشترك است ، مانند واژهء « قسورة » كه هم به پرتاب‌كننده و هم به شير گفته مىشود ، و كلمهء « عسعس » كه آمدن و رفتن شب هر دو را شامل مىگردد ، و يا اينكه در اصل با هم برابرند ولى مراد از آن يكى از دو نوع يا شخص است ، مانند : ضميرهايى كه در فرمودهء خداوند :
( ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى . . . )
« 1 » آمده ، و مانند الفاظ : الفجر ، الشفع ، الوتر ، و ليال عشر ، و امثال اينها ، كه چنين مواردى هم احتمال دارد تمام معانيى كه سلف گفته‌اند مراد باشد و هم محتمل است كه هيچ‌كدام جايز نباشد . فرض اوّل يا به خاطر آن است كه آيه دو بار نازل شده و يك‌بار اين معنى و يك‌بار معنى ديگر اراده شده ، و يا از جهت اينكه لفظ مشترك است كه ممكن است آن معنى مقصود باشد ، و يا چون لفظ در هر دو معنى مساوى است كه اگر مخصصى نداشته باشد عام خواهد بود ؛ و اين نوع در صورتى كه هر دو قول در آن صحيح باشد از فرض دوّم مىباشد . و از أقوالى كه از آنها در دست هست - و بعضى آن را اختلاف مىشمارند - اينكه به ألفاظ متقاربى از معانى تعبير كنند ، چنان كه بعضى « تبسل » را به « تحبس - زندانى شود » و بعضى ديگر « ترتهن - رهن داده شود » تفسير نموده‌اند ، زيرا كه
هامش
( 1 ) نجم ، 8