تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
هر كدام نزديك به ديگرى است . سپس گفته : فصل : و اختلاف در تفسير بر دو نوع است : يك نوع فقط بر نقل و روايت تكيه دارد ، نوع ديگر از غير آن شناخته مىشود ، و نوع منقول يا از معصوم رسيده يا از غير معصوم ، و قسمتى از آن را مىتوان صحيحش را از غير صحيح شناخت ، و در قسمتى ديگر اين امكان نيست ، و اين قسم أخير عموما بىفايده است و نيازى به دانستنش نداريم ، مانند اختلاف دربارهء رنگ و نام سگ اصحاب كهف ، و در آن جزء از گاوى كه با آن به مقتول بنى اسرائيل زده شد ، و در حجم و تختهء كشتى نوح ، و در نام نوجوانى كه خضر او را كشت ، و مانند اينها كه راه علم يافتن به آنها نقل است ، پس هر چه نقل صحيحى از پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم درباره‌اش رسيده مىپذيريم ، و آنچه نقل صحيحى درباره‌اش نيست - مانند آنچه از كعب و وهب نقل شده - توقف مىنماييم ، و نه تصديق مىكنيم نه تكذيب ، به جهت فرمودهء پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم : « اگر اهل كتاب براى شما حديث گفتند نه آنها را تصديق كنيد و نه تكذيب » . و همچنين است آنچه از بعضى از تابعين نقل شده هر چند نگفته كه آن را از أهل كتاب گرفته است ، پس هرگاه تابعين اختلاف كنند گفته بعضى بر بعض ديگر حجّت نيست ، و آنچه در اين باره از صحابه نقل شده دلچسب‌تر از منقولات از تابعين مىباشد ؛ زيرا كه احتمال اينكه از پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم يا از كسى كه از آن حضرت شنيده باشد قويتر است ، و چون نقل كردن صحابه از اهل كتاب كمتر از نقل تابعين است . و با وجود اينكه صحابى به طور يقين سخن بگويد ، چگونه مىتوان گفت آن را از اهل كتاب گرفته ، و حال آنكه از تصديق آنها نهى شده بودند ! و أمّا قسمتى كه مىتوان صحيح آن را شناخت به حمد اللّه بسيار است ؛ هر چند كه امام احمد گفته : « سه چيز اصل ندارد : تفسير ، و ملاحم ( - اخبار مربوط به آخر - الزمان ) و مغازى ( - مطالب مربوط به جنگها ) » ، چونكه غالب آنها اخبار مرسل مىباشد . و امّا آنچه با استدلال نه نقل بدست مىآيد بيشتر از دو جهت خطا در آنها راه مىيابد ، اين دو جهت بعد از صحابه و تابعين و پيروان نيك آنان پديد آمده است ، چون تفاسيرى كه از آنها فقط نقل مىكنند تقريبا چيزى از اين دو در آنها نيست ،