در علم است ، تا آنجا كه هيچ علمى براى غير او نيست مگر آنچه او عطا كرده و موهبت فرموده است ، به مقدار مشيت و ارادهاش ، ( وسع كرسيّه السّموت و الأرض ) اشاره به عظمت ملك و كمال قدرت او است ، ( و لا يؤده حفظهما ) اشاره به صفت قدرت و كمال آن و منزه بودنش از ضعف و كاستى مىباشد ، ( و هو العلىّ العظيم ) اشاره به دو اصل عظيم در صفات است .
پس اگر اين معانى را تأمل كنى ، سپس تمام آيات قرآن را تلاوت نمايى ، همهء اين معانى را در يك آيه نخواهى مجموع يافت ، مثلا ( شهد اللّه ) جز توحيد در آن نيست ، و در سورة الاخلاص به جز توحيد و تقديس نمىباشد ، و در ( قل اللّهمّ مالك الملك ) غير از أفعال نيامده ، و در سورة الفاتحه هر سه امر هست ولى به طور رمزى نه مشروح ، و حال آنكه هر سه مطلب به طور مشروح در آية الكرسى جمع است ، و آنچه نزديك به آن است در جمع اينها آخر سورة الحشر و اول سورة - الحديد است ، ولى آنها چند آيه است نه يك آيه ، پس اگر آية الكرسى را با يكى از آن آيات مقايسه كنى خواهى يافت كه آية الكرسى نسبت به مقاصد جامعتر است ، و لذا شايستگى سيادت بر آيات را يافت ؛ چگونه اينطور نباشد و حال آنكه در آن الحى القيوم آمده كه چنان كه در خبر است اسم اعظم مىباشد . پايان سخن غزالى .
سپس گفته : به خاطر سرّى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم دربارهء سورة الفاتحه أفضل ، و دربارهء آية الكرسى سيّد فرمود ، و آن اينكه جامع بين فنون برترى و أنواع بسيار آن را أفضل گويند ؛ چونكه اصل معنى فضل زيادى است ، و أفضل همان افزون است ، و امّا سيادت و آقايى رسوخ و ريشهدارى معنى شرف است كه مقتضى پيشرو بودن است و نپذيرفتن تبعيت و پيروى ، و سورة الفاتحه متضمن توجه دادن به معانى بسيار و معارف گوناگون است لذا أفضل شده ، و آية الكرسى بر والاترين درجهء معرفت مشتمل است كه منظور و متبوع مىباشد و ساير معارف در پى آن مىآيد ، پس عنوان سيّد براى آن شايستهتر بود .
سپس دربارهء حديث : « قلب قرآن يس است » گفته : اين بدان جهت است كه صحت ايمان با اعتراف به حشر و نشر انجام مىپذيرد ، و اين امر در اين سوره به بليغترين وجهى تقرير گشته ، پس قلب قرآن شده است . اين گفته را امام فخر الدين نيز پسنديده است .
و نسفى گفته : مىتوان گفت كه جز تقرير اصول سهگانه : توحيد و رسالت
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 504
مساهمون: جلال الدين السيوطي
ص٥٠٤