افراد زمانى كه به سوى او بازگردانده شوند و آن آخرت است چنان كه با : ( ملك يوم - الدّين ) به آن اشاره گرديده ، و آن سهء ديگر : بيان احوال اطاعتكنندگان ، چنان كه با ( الّذين أنعمت عليهم ) به آن اشاره شده ، و حكايت سخنان منكران كه با :
( المغضوب عليهم و لا الضالين ) به آنها اشاره گرديده ، و معرفى منازل راه ، چنان كه با : ( إيّاك نعبد و إيّاك نستعين ) به آن اشاره شده است .
و اين گفتهها با آنچه در حديث ديگرى آمده كه آن دو ثلث قرآن است منافات ندارد ، زيرا كه بعضى آن را چنين توجيه كردهاند : دلالتهاى قرآن كريم يا مطابقه است يا تضمّن و يا التزام ، و اين سوره بر تمام مقاصد قرآن با تضمن و التزام دلالت دارد نه با مطابقه ، و دو از سه دو ثلث ( - دو سوم ) مىباشد . اين را زركشى در شرح التنبيه ذكر كرده است ، و ناصر الدين بن الميلق گفته : و نيز حقوق سهتاست :
حق خدا بر بندگانش ، و حق بندگان بر خداوند ، و حق بندگان بر يكديگر ، و اين سوره به طور صريح بر دو حق اول و دوم مشتمل است ، پس مناسب است كه به طور صريح دو ثلث باشد ، و حديث : « نماز را بين خودم و بندهام دو قسمت كردم » بر اين امر شاهد است .
مىگويم : و نيز منافات ندارد كه سورة الفاتحه اعظم سور باشد ، و بين حديث ديگرى كه سورة البقرة را عظيمترين سورهها معرفى كرده ، چون منظور از آن سورههاى ديگر غير از سورة الفاتحه است كه در آنها تفصيل احكام و بيان مثالها ، و برپايى دلايل آمده ؛ چون هيچ سورهاى به مقدار آن بر اين امور مشتمل نيست ، لذا فسطاط القرآن ناميده شده است .
ابن العربى در احكام خود گفته : شنيدم يكى از اساتيدم مىگفت : در آن هزار امر و هزار نهى و هزار حكم و هزار خبر است ؛ و به جهت اهميت درك آن ابن عمر هشت سال بر آموزش آن گذراند . اين را مالك در الموطّأ آورده است .
و نيز ابن العربى گفته : بدين جهت آية الكرسى مهمترين آيات شده كه مقتضاى آن اهميت و عظمت دارد ، چونكه هر شىء به شرافت خود و مقتضى و متعلقاتش شرافت مىيابد ، و اين آيه در بين آيات قرآن همچون سورة الإخلاص در بين سورههاى آن است ، الّا اينكه سورة الإخلاص به دو وجه بر آية الكرسى تفضيل دارد :
يك : اينكه سوره است و آن آيه ؛ و سوره مهمتر است چون تحدّى با آن واقع گرديده ، پس از آيه بهتر است كه تحدّى با آن انجام نگرفته .
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 502
مساهمون: جلال الدين السيوطي
ص٥٠٢