دو : سورة الإخلاص در پانزده حرف توحيد را مقتضى داشته ، و آية الكرسى در پنجاه حرف ، پس قدرت در اعجاز با ايجاد معنايى كه با پنجاه حرف از آن تعبير شده ، بوسيلهء پانزده حرف ظاهر مىگردد ، و اين بيان عظمت قدرت و يگانگى در وحدانيت است .
و ابن المنيّر گفته : آية الكرسى از نامهاى خداى تعالى آنقدر در برگرفته كه هيچ آيهاى چنين نيست ؛ و آن اينكه در اين آيه هفده موضع نام خداوند متعال آمده ، در بعضى ظاهر و در بعض ديگر مخفى ، و آنها : اللّه ، هو ، الحىّ ، القيوم ، ضمير ( لا تأخذه ) ، و ( له ) ، و ( عنده ) ، و ( بإذنه ) ، و ( يعلم ) ، و ( علمه ) ، و ( شاء ) ، و ( كرسيه ) ، و ( يؤده ) ، و ضمير ( حفظها ) كه مستتر است و فاعل مصدر ، و هو ، العلى ، و العظيم ، و اگر ضميرهايى كه در الحى ، القيوم ، العلى ، العظيم احتمال مىرود ، و ضميرى كه پيش از ( الحى ) بنا بر بعضى از اعرابها تقدير مىگردد شمرده شود ، به بيست و دو مىرسد .
و غزالى گفته : بدين جهت آية الكرسى سيّد آيات است كه فقط بر ذات خدا و صفات و افعال او مشتمل است ، و غير از اينها در آن نيست ، و شناختن اين امور عالىترين مقصد در علوم است ، و غير اينها تابع و پيرو ، و سيّد نام متبوع مقدم است ، پس فرمودهء خداوند : ( اللّه ) اشاره به ذات ، و ( لا إله الّا اللّه ) اشاره به توحيد ذات ، و ( الحى القيوم ) اشاره به صفت و جلال ذات است ، كه معنى ( قيّوم ) كسى است كه قائم به خود باشد و غير او قائم به وجود او باشند ، و آن منتهاى جلال و عظمت است ، ( لا تأخذه سنة و لا نوم ) تنزيه و تقديس او است از صفات پديدهها كه بر او محال مىباشد ، و تقديس از آنچه محال است كه از اقسام معرفت است ، ( له ما في السّموت و ما في الأرض ) اشاره به تمام افعال است و اينكه همهء آنها از او و به سوى او است « 1 » ، ( من ذا الّذى يشفع عنده إلّا بإذنه ) اشاره به يكتايى او در ملك و حكم و امر است ، و اينكه هركس منصب شفاعت مىيابد با شرافت بخشيدن خداوند و اجازهء او مىيابد ، و اين نفى شركت از او در حكم و امر مىباشد ، ( يعلم ما بين أيديهم ) تا ( شاء ) اشاره به صفت علم ، و برترى بعضى از معلومات بر بعض ديگر ، و يكتايى
هامش
( 1 ) اين بنا به عقيدهء جبر است كه در مذهب ما باطل و مردود مىباشد ، و دلايل عقلى و نقلى بر رد آن بسيار است كه جاى ذكر آنها نيست . - م .