تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
نيازهايشان است ، و نيز تعظيم و بزرگى قدر آن است ، دلالت بر مقسم عليه هست كه حقّ و از سوى خداوند است و افترا نيست ، بر خلاف گفتهء كافران . و لذا بسيارى گفته‌اند كه تقدير جواب : « انّ القرآن لحقّ » مىباشد ، و اين قاعده شامل تمام موارد مشابه مىشود ، مانند فرمودهء خداوند :
( ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِيدِ )
« 1 » ، و نيز :
( لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ - الْقِيامَةِ )
« 2 » كه متضمّن اثبات معاد است ، و نيز :
( وَ الْفَجْرِ . . . )
« 3 » كه زمانهايى هستند متضمن افعالى مهم و بزرگ از مناسك و شعائر حجّ كه عبوديت و بندگى خالص براى خداوند ، و خضوع و تذلّل براى عظمت او است ، و در اين أمر تعظيم آنچه ابراهيم و محمد صلّى اللّه عليها و سلّم آورده‌اند نيز مىباشد . گفته : و از موارد لطيف سوگند ياد كردن در فرمودهء خداوند است :
( وَ الضُّحى * وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى . . . )
« 4 » خداى تعالى سوگند ياد كرده بر نعمت دادن و گرامى داشتن پيامبرش ، و اين متضمّن تصديق آن بزرگوار نيز هست كه در واقع سوگند به نبوّت و معاد است ، و به دو نشانهء بزرگ از نشانه‌هاى عظمت خود سوگند ياد فرمود ، تأمل كن در مطابقت اين قسم - كه نور چاشت است كه پس از تاريكى شب فرا مىرسد - با مقسم عليه - كه نور وحى است و پس از حبس و دير شدن بر آن حضرت آمد ، تا جايى كه بخاطر دير شدن وحى دشمنان آن جناب طعنه زده و گفتند : محمد را پروردگارش وداع گفت - پس خداوند به روشنايى روز پس از تاريكى شب سوگند ياد فرمود بر روشنايى وحى و نور آن پس از تاريكى حبس شدن و دير كردن آن .
هامش
( 1 ) ق ، 1 ( 2 ) قيامة ، 1 ( 3 ) فجر ، 1 ( 4 ) ضحى ، 1 و 2