تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧

نوع شصت و هشتم در جدل قرآن

نجم الدين طوفى تصنيف جداگانه‌اى در اين باره پرداخته است ؛ علما گفته‌اند : قرآن عظيم بر تمام انواع براهين و دلايل مشتمل است ، و هيچ برهان و دلالت و تقسيم و تحذيرى كه از كليّات معلومات عقلى و سمعى بنا مىگردد نيست مگر اينكه كتاب خدا آن را آورده ، ليكن بر مبناى عادت عرب بيان داشته نه دقايق شيوه‌هاى متكلمين ، به خاطر دو جهت : يكى : به سبب اينكه فرموده :
( وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ
- و هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان قوم خودش تا براى آنان بيان سازد « 1 » . دوم : كسى كه به طريق محاجّه روى مىبرد از برپا كردن دليل روشن عاجز و ناتوان است ؛ چون كسى كه مىتواند با كلام واضحى كه بيشتر افراد مىفهمند مطلب را برساند به راه پيچيده‌اى كه جز عدهء كمى آن را در نمىيابند توجه نمىكند ؛ معماگويى - هم ندارد ، لذا خداى تعالى مخاطبات خود را در محاجّه با بندگانش به روشنترين شكل درآورده ؛ تا عموم مردم آنچه براى قانع شدنشان لازم است و حجت را بر آنان تمام مىكند دريابند ، و خواص هم از اثناى آن مطالبى بيش از آنچه عموم افراد فهميده‌اند درك مىنمايند . و ابن أبى الإصبع گفته : جاحظ پنداشته كه چيزى از روش كلامى در قرآن
هامش
( 1 ) ابراهيم ، 4
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 427 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم