تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
است براى شناخت وجه إعجاز اهتمام ورزيد ، و مردم در اين باره بسيار بحث كرده‌اند ، بعضى خوب و بعضى بد در اين زمينه وارد شده‌اند ، پس عده‌اى پنداشته‌اند كه تحدّى با كلام قديم كه صفت ذات است واقع شد ، و عربها به آنچه توان آن را نداشتند تكليف گرديدند ، و با اين حال عجز آنها روى داد . ولى اين رأى مردود است ، چون آنچه را نمىتوان دست يافت تصور نمىشود كه با آن تحدّى انجام گيرد ، و درست همان است كه جمهور گفته‌اند كه با الفاظى كه بر كلام قديم دلالت دارند تحدّى واقع گشت . و نظّام پنداشته كه إعجاز قرآن با صرفه است ، يعنى خداوند عربها را از معارضه با آن منصرف و عقلشان را سلب كرد ، و توان معارضه را داشتند ولى أمرى خارجى آنها را از اين كار بازداشت ، پس مانند ساير معجزات شد ، ولى اين گفته فاسد است به دليل :
( قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ . . . )
« 1 » كه دلالت دارد بر عجز آنها با وجود بقاى قدرتشان ، كه اگر توانايى از آنها سلب گردد فايده‌اى براى جمع شدنشان نيست ، چون همچون جمع شدن مردگان خواهد بود ، و عاجز بودن مردگان چيزى نيست كه قابل ذكر باشد ، اضافه بر اينكه اجماع بر اين منعقد است كه إعجاز منسوب به قرآن است ، بنابراين چگونه مىتواند معجزه باشد در حالى كه صفت إعجاز در آن نباشد ! بلكه عاجزكننده خداى تعالى باشد كه توان آوردن مثل آن را از آنان سلب كرده و بگيرد . و نيز قول به صرفه لازمه‌اش اين است كه با منقضى شدن زمان تحدّى إعجاز هم زايل شود ، و قرآن از إعجاز خالى باشد ، كه اين مطلب إجماع امّت را مىگسلد كه همه متفقند كه معجزهء بزرگ رسول خدا باقى است ، و جز قرآن معجزهء باقى ندارد . قاضى أبو بكر گويد : از جمله دلايل بطلان صرفه اينكه اگر معارضهء قرآن ممكن باشد - و تنها منصرف كردن از معارضه مانع از انجام آن باشد - سخن معجزه نخواهد بود ، بلكه با منع از آوردن مثل آن معجزه گردد ، به‌خودىخود كلام فضيلتى بر غير آن نخواهد داشت . وى گفته : و اين عجيب‌تر از گفتهء جمعى از آنها نيست كه : همگان مىتوانند مثل آن بياورند ؛ و چون جهت ترتيب آن را نمىدانند از اين كار عقب افتاده‌اند و اگر آن را مىدانستند از همان راه به اين أمر مىرسيدند ، و نيز شگفت‌انگيزتر
هامش
( 1 ) اسراء ، 88
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 372 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم